خرابکاری در نطنز و پاسخ ایران
سایت هسته ای نطنز

انفجار دوباره در تاسیسات نطنز و محل نگهداری سانتریفیوژهای IR1 ، اتفاقی که در گرماگرم مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا برای بازگشت دو کشور به تعهدات برجامی شان رخ داد، دوباره بازار گمانه زنیها در خصوص نقش رژیم صهیونیستی در پازل مذاکرات آمریکا را داغ کرد. آنچه تاکنون مشخص شده، این است که مشکلی در سیستم برق تاسیسات نطنز باعث ایجاد انفجار و آتش سوزی در محل نگهداری سانتریفیوژهای نسل اول ایران شده است. محلی که یکبار دیگر در روز ۱۲ تیر ۹۹ مورد حمله تروریستی قرار گرفته بود. رسانه های صهیونیستی از جمله اولین رسانه هایی بودند که احتمال دست داشتن اسراییل در این حمله را مخابره کردند. با وجود اینکه در ابتدای امر مسئولان سازمان انرژی اتمی بیان کردند که ممکن است مسئله برق، یک حادثه باشد ، اما بعد از مدتی علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی ایران ، اقدام علیه سایت نطنز را تروریسم هسته ای خواند و گفت :« هدف اقدام علیه مرکز غنی‌سازی نطنز را جلوگیری از توسعه صنعت هسته‌ای این کشور و مذاکرات موفق برای رفع تحریم‌ها خواند و گفت تهران به تلاش در هر دو عرصه ادامه خواهد داد.»

ردپای صهیونیست ها در خرابکاری نطنز

البته نشانه های دیگری نیز مبنی بر دست داشتن صهیونیست ها در این اقدام وجود داشت: نشریه فارن پالیسی در گزارشی در این خصوص این عملیات را عملیاتی آشکارا اسراییلی دانست و به نقل از یک مقام اطلاعاتی که نخواسته نامش فاش شود، مطرح کرد که سیستم برق تاسیسات می توانسته به سبب یک انفجار نیز از کار بیفتد و باعث حوادث بعدی در این زمینه شود. به گزارش این نشریه، رسانه های صهیونیستی نیز اعلام کردند که این اقدام، احتمالا اقدامی خرابکارانه از سوی موساد بوده و توسط حملات سایبری هدایت شده است .

احتمال هماهنگی آمریکا و اسراییل در خرابکاری نطنز

عملیات خرابکارانه اسراییل یک روز پس از اولین سفر یک مقام ایالات متحده در دولت بایدن به سرزمین های اشغالی رخ داد. لوید آستن وزیر دفاع آمریکا که در میانه مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا درباره بازگشت به برجام و بعد از حمله صهیونیست ها به کشتی ایرانی «ساویز» در دریای سرخ به سرزمین های اشغالی سفر می کرد، قرار بود حامل پیامی از سوی بایدن برای نتانیاهو باشد که در آن گفته می شود اسراییل نباید مانعی بر سر دور جدید گفت و گوهای آمریکا با ایران باشد . با این حال رخ دادن این حادثه ، درست در روزی که آستن در سرزمین های اشغالی بود و با دولت نتانیاهو درباره چگونگی مقابله با ایران هسته ای مشورت و رایزنی می کرد، این گمانه را ایجاد کرد که احتمالا هماهنگی ای بین مقامات آمریکایی و صهیونیست ها برای انجام این نوع عملیات های خرابکارانه وجود دارد. خرابکاری تیر ماه ۹۹ در سایت نطنز، هدف قرار دادن شهید فخری زاده و ترور او به دست موساد و اقدام انجام شده اخیر در سایت نطنز همه نشان از رویکرد «دموکراتی» برای نشاندن ایران پای میز مذاکرات هسته ای داشت . رویکردی که برای سالها در دوران ریاست جمهوری اوباما نیز دنبال می شد. در همان دوره نیز شهادت تعدادی از دانشمندان هسته ای کشورمان به دست عوامل موساد، خرابکاری در سایت های هسته ای موشکی و طراحی ویروس استاکس نت به صورت مشترک توسط تیم اسراییل و آمریکا، همه نشان می داد راهبرد خرابکاری و نفوذ در سیستم هسته ای ایران، راهبردی موازی با راهبرد مذاکره است . البته آمریکا فعلا قصد دارند اینطور وانمود کنند که تا زمان انجام شدن عملیات اطلاعی از این مسئله نداشته اند . روزنامه نیویورک تایمز در زمان حمله اسراییل به کشتی تجاری ایرانی در دریای سرخ نیز نوشت که مسئولان رژیم صهیونیستی پس از این عملیات حمله، مسئولان آمریکایی را در جریان امور قرار داده بودند. در این مسئله نیز خبرنگار روزنامه واشنگتن پست به نقل از یکی از مقامات ارشد دولت بایدن خبر داده است که «ایالات متحده در این حملات دخیل نبوده است .»

صحبت های روز گذشته نتیاناهو درباره ایران ، خود گواه دیگری بر این مدعا است که دولت رژیم صهیونیستی یا به صورت مستقیم و یکجانبه  یا به صورت همکاری مشتکر با آمریکا سعی دارد نقشی در مذاکرات هسته ای ایران با غرب داشته باشد. نتانیاهو بدون اینکه اشاره ای به ماجرای نطنز داشته باشد، گفت :« مبارزه علیه هسته ای شدن ایران ، وظیفه ای بزرگ است.»  این گفته ها در حالی بیان می شد که سایت خبری صهیونیستی «وای‌نت نیوز»  به نقل از برخی از مقامات اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود که جاسوسان موساد پشت حمله به نطنز بوده اند . به گفته آنها این حمله «ضربه ای اساسی» به برنامه هسته ای جمهوری اسلامی بوده و تولید سانتریفیوژهای نسل اول را تا ۹ ماه با تعویق رو به رو می سازد.

تکلیف ایران چیست ؟

با وجود تمام این اتفاقات و خبرهایی که از همکاری مشترک دوباره آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهت مقابله با برنامه هسته ای ایران منتشر می شود، تکلیف ایران در برخورد با آمریکا و یا رژیم صهیونیستی در این اوضاع چیست ؟

برخی از نزدیکان به دولت و حامیان گفت و گو و مذاکره با آمریکا بر این عقیده اند که در شرایط فعلی نباید به تحرکات صهیونیست ها پاسخی داد تا در نهایت بتوان از این «صبر استراتژیک» در مذاکرات به نحو احسن استفاده کرد. آنها معتقدند همین صبر و رسیدن به توافق جدید با آمریکا می تواند اسراییل را در رسیدن به اهدافش ناکام سازد و این تحرکات نیز آخرین دست و پا زدنهای نتانیاهو برای مقابله با ایران است . در مقابل برخی دیگر نیز هستند که معتقدند به دلیل اینکه همیشه همکاری مستقیمی بین رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا (به خصوص دموکراتها ) در مقابله با ایران وجود داشته است، ایران تنها با ترک مذاکرات با آمریکا است که می تواند درسی محکم به غرب بدهد که در شرایطی مذاکره خواهد کرد که عملیات های تروریستی و خرابکارانه در ایران پایان یابد. تقابل نگاه این دو گروه ، این روزها پایه و اساس گفت وگو و بحث ها درباره سیاست خارجی را شکل داده  و دو طرف را گاه به درشت گویی و تمسخر یکدیگر نیز کشانده است . تا جاییکه مشاور رییس جمهور روز گذشته در توئیتی با حالت تمسخر نوشت : « آیا باید پاسخ قطع برق در نطنز را با قطع مذاکرات در وین داد؟»

با این حال اگر به صورت منطقی بخواهیم به دنبال سیاست گذاری و پیدا کردن روشی برای پاسخ دادن اقدامات خرابکارانه و تروریستی رژیم صهیونیستی باشیم، می توان راه میانه ای در بین این دو نظرات کاملا متفاوت پیدا کرد. مسئله مهم در این خصوص این است که این مسئله را در نظر داشته باشیم که پاسخ دادن به اقدامات تروریستی و خرابکارانه صهیونیست ها  به هیچ وجه نمی تواند خللی در مذاکرات ایران و غرب و به خصوص آمریکا ایجاد کند. دولت بایدن تاکنون هیچ واکنشی از خود نشان نداده است که نشاندهنده حمایتش از اقدامات صهیونیست ها باشد. آمریکا اولین کشوری بود که بعد از هدف قرار گرفتن کشتی ساویز اعلام کرد در این اقدام دست نداشته است  و روزنامه نیویورک تایمز نیز در گزارشی نوشت که بعد از انجام شدن حمله، مسئولان آمریکایی از این مسئله مطلع شدند.

صبر استراتژیک بی معناست

در جریان قطع برق در نطنز نیز همانطور که پیش از این اشاره شد، آمریکاییها اعلام کردند که مداخله ای در این مسئله نداشته اند. اگر آمریکا به دنبال نشان دادن حسن نیت خود در مذاکرات است و دولت بایدن می خواهد ثابت کند که بر خلاف اوباما، رییس جمهوری نیست که دم از مذاکره بزند و بعد با رژیم صهیونیستی در ایجاد ویروس و خرابکاری در سایت های هسته ای همکاری کند، نباید از اقدام متقابل ایران در برابر صهیونیست ها ناراحت شود. هر چه باشد صهیونیست ها مذاکراتی را نشانه رفته اند که قرار است در آن مسئله هسته ای ایران دوباره مورد توجه قرار گرفته و برنامه های ایران در نهایت محدود شود. قرار است بر اساس این مذاکرات، ایران باز به اجرای تعهدات برجامی اش بازگردد و به قول آمریکاییها دنیا جای امن تری برای زندگی باشد .پس باید مانند ایران در برابر کسی که مخالف شکل گرفتن این گفت و گوهاست بایستد و نگذارد اقدامات خرابکارانه به دوری جستن ایران از پای میز مذاکره ختم شود. ترس از شکل نگرفتن مذاکره به دلیل اقدامات تلافی جویانه ایران ، ترسی واهی است که دیگر نمی توان آن را بر اساس استراتژی « صبر استراتژیک » توجیه کرد. مقابله با اسراییل در این میان تنها به تقویت سیاست مذاکره با آمریکا کمک خواهد کرد و این هم برای ایران و هم آمریکا مفید است.

این همان منطقی است که در زمانی که دانشمند هسته ای کشورمان توسط صهیونیست ها مورد هدف قرار گرفت، می گفت اگر «نزنیم، می زنند» و می توان گفت اقدامات اخیر صهیوینست ها در نطنز نشان داد که این منطق، منطق صحیحی بوده است و اگر در همان زمان ترور شهید فخری زاده پاسخ قاطع و منطقی ایران به این اقدام داده می شد و اقدامات تلافی جویانه صورت می گرفت، دیگر شاهد حضور پارازیت صهیونیستی در مذاکرات هسته ای نیز نبودیم . پاسخ دادن به صهیونیست ها در صورت که با اقدامات دیپلماتیک مناسب تهران همراه باشد، هم می تواند نشاندهنده اقتدار کشور در تامین منافع و حراست از منافع ملی و امنیت خود باشد و هم در عین حال می تواند تقویت کننده موضع ایران در مذاکرات بعدی با آمریکا باشد. حالا که صهیونیست ها پا را فراتر کذاشته و برای قدرت نمایی به صورت رسمی و غیر رسمی اقدامات خرابکارانه خود در ایران را به گردن می گیرند، زمان مماشات و یا اتخاذ سیاست «صبر استراتژیک » نیست زیرا چیزی که در این میان نشانه رفته، نه منافع ملی و برنامه هسته ای ایران، بلکه «امنیت » کشور است .