اوباما در خاورمیانه مشکلات زیادی دارد . با وجود تمام گرفتاریهای اوباما در منطقه خاورمیانه اعم از افغانستان و عراق و سوریه و ماجرای رژِم صهیوینستی و فلسطینینان و ایران به نظر می رسد مهمترین معضل او در منطقه چگونگی ادامه دادن به حمایت و تعامل خویش با رژیم صهیونیستی است . از زمانی که اوباما روی کار آمده است ، فشار سران رژیم صهیونیستی و لابی پر نفوذ آنان در کنگره نیز روز افزون شده است . در مقابل این فشارهای سیاسی اما رژِم صهیونیستی حاضر به کوتاه آمدن در بسیاری مسایل نیست و همچنانکه خواهان حمایت بی قید و شرط از سوی واشینگتن است، هیچ حرکتی در راستای منافع امریکا در منطقه بر نمی دارد . سران رژیم صهیونیستی به خوبی می دانند اوباما توان مقابله و یا احتمالا حمله نظامی به ایران و حتی سوریه را ندارد با این حال بر فشارهای خود در این زمینه افزوده اند . اوباما در مقابل در فکر مسئله دیگری است و آن حل و فصل ماجرای فلسطین و اسراییل است . او از همان ابتدای روی کار آمدن به این مسئبه پرداخته بود اما هر زمان که می خواست گامی به جلو بردارد و از این کلاف پیچ در پیچ گرهی بگشاید، گرهی بر گره های قبلی افزوده شده بود . این کلاف با این حال هر روز بیشتر از روز قبل توسط صهیونیستها گره می خورد واوباما هم نمی تواند در این خصوص کاری انجام دهد . اوباما از همان ابتدا از روند شهرک سازی صهیونیستیها ابراز نارراحتی کرده بود اما هیچ گاه نتوانست نتانیاهو را قانع سازد برای پیشبرد مذاکرات صلح هم که شده این کار را متوقف سازد و ترجیح داد کمتر به این موضوع بپردازد تا بیش از این لابی صهیونیستی را که در زمان دورمین دوره انتخابات ریاست جمهوری او برای رای نیاوردن وی سنگ تمام گذاشته بودند، با خود رو در رو نبیند .

تمام این عوامل و ناکامیهای اوباما در مقابل سران رژیم صهیونیستی دست به دست هم داده تا بعید به نظر برسد روند مذاکرات صلح بین محمود عباس و نتانیاهو این بار هم به نتیجه برسد . از همین رو کارشناسان خاورمیانه و مشاوران اوباما به او توصیه می کنند بیشتر از اینکه به فکر حل مسئله اسراییل و فلسطین باشد به دلیل اینکه این مذاکرات قطعا به شکست می انجامد ، برای کارنامه کاری خودش هم که شده سری به ایران بزند و سعی کند با حل مسئله ایران و گفت و گو و تعامل و پیدا کردن راه حلی برای معامله با ایران هم ماجرای هسته ای ایران را حل کند و هم ازحمایت ایران در گفت و گوهای صلح بهره مند شود .

پت بوکانان ازتحلیلگران برجسته امریکایی در مجله «تاون هال» به خوبی به محکوم به شکست بودن مذاکرات صلح اشاره کرده است. او در یادداشت خود می نوسید:« ریچارد نیکسون در دور دوم ریاست جمهوری خودرسوایی واترگیت را داشت اما اسراییل را هم در جنگ سوم کیپور نجات داد. رونالد ریگان در دور دوم خود معاهده ایران- کنترا را در کارنامه داشت اما معاهده از بین بردن موشک های اتحاد جماهیر شوری در اروپا را نیز در کارنامه خود اضافه کرد و با این شعار که « این دیوار را پایین بریزید» لحظه خاص خود رد برلین را داشت و توانست با ایفای نقش رهبری خود به دوران جنگ سرد پایان دهد. بیل کلینتون هم در دوران دوم ریاست جمهوری اش مونیکا را داشت اما به نتیجه صلح در مذاکرات بین ایهود باراک و یاسر عرفات نزدیک شد .

اوباما در دور دوم خود، ماجرای سرویس مالیات بر درامدهای داخلی ، ماجرای بنغازی ، ماجرای استراق سمع آسوشبتد پرس و فاکس نیوز را داشت که البته در مقایسه با اقداماتی که منجر به استعفای نیکسون و یا استیضاح کلینتون شد ، چیزی نیستند.»

اوباما امیدی به پیروزی در مذاکرات صلح نداشته باشد

بوکانان در یادداشت خود تاکید کرده است :«اوباما با این حال باید مانند پیشینیان خود به دنبال مسئله ای در سیاست خارجی بگردد تا بتواند کارنامه خود را موجه نشان دهد . دو فرصت در این میان وجود دارد : اولین فرصت سرابی است به نام صلح خاورمیانه . نکته اساسی برای هر پیمان صلحی با این حال عقب نشینی اسراییل و ساکنان از منطقه کرانه باختری است، بعد از آن قبول به اشتراک گذاشتن بیت المقدس بین اسراییلیها و فلسطینیان و در نتیجه پذیرش دولت اسراییل توسط فلسطینیان و اقناع اعراب برای گذشتن از «حق بازگشت به فلسطین» است .»

وی همچنین افزود: «از شانس خوب ما (!) نتانیاهو که اورشلیم را « پایتخت ابدی» می داند و یهودیه و سامرا را سرزمینهای باستانی قوم یهود، قصد ندارد اورشلیم را تقسیم کند و یا اینکه ساکنان منطقه غربی را از آن منطقه بیرون ببرد. او حتی به خروج از غزه که در زمان آریل شارون اتفاق افتاد هم اعتراض داشت . نتانیاهو این کمار را انجام نمی دهد و اوباما هم آنقدر در کنگره نفوذ ندارد که بتواند به زور او را مجبور به کاری کند که او نمی خواهد انجام دهد .

از این رو اوباما نباید امیدی به مذاکرات صلح فلسطین و اسراییل که قرار است این هفته در واشنگتن برگزار شود ، داشته باشد بلکه باید به اتفاقی که دارد در ایران رخ می دهد امید داشته باشد : مراسم تحلیف رییس جمهور جدید ایران که قرار است جایگزین محمود احمدی نژاد باشد.»

در ادامه این یادداشت آمده است:«حسن روحانی با 51 درصد آرا کسانی انتخاب شد که در سال 2009 علیه احمدی نژاد رای داده بودند . پیروزی او به علت حمایت روسای جمهور سابق ایران علی اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی اتفاق افتاد. روحانی که جزو بنیانگذاران انقلاب اسلامی بوده ، روابط نزدیکی با آیت الله خمینی داشته اما او با تعهد به احیای اقتصاد ایران ، برداشته شدن تحریم ها و تعامل دوباره با غرب انتخاب شده است .

اما تنها راهی که او می تواند از طریق آن به این اهداف دست یابد ، معامله با اوباما و قبول شرایط اوباما در مذاکرات هسته ای است او یکبار مذاکرات هسته ای ایران را رهبری کرده بود و می داند دقیقا به چه چیزی نیاز دارد.

با وجود چند دهه رنجش و تندی بین دو کشور ، هم اینک عناصر اساسی قرارداد و معامله بین تهران و واشنگتن مهیا هستند. ایران حقوق خود تحت پادمان NPT را می خواهد که بتواند تحت نظارت آژانس به تحقیقات هسته ای و قدرت هسته ای صلح آمیز دست پیدا کند و ایالات متحده  این را درک می کند . ایران همچنین می خواهد تحریم های امریکا و سازمان ملل از این کشور برداشته شود .

ایالات متحده در مقابل تضمینی فراتر از اطمینان کلامی از ایران می خواهد که اطمینان دهد هرگز به دنبال ساخت بمب هسته ای نیست . امریکا نیاز به بازرسی سرزده از تاسیسات هسته ای ایران دارد تا اطمینان حاصل کند بمبی در حال ساخته شدن نیست . یعنی همانطور که زمانی ریگان گفته بود :« اعتماد اما بررسی کنید.»

این مسئله به نظر شدنی می رسد . با وجود رفتار جنون آمیز جهانی درباره خطر ایران هسته ای و بیان این احتمال که ایران ناگهان دیوانه می شود و بمب اتم استفاده می کند، ایران هیچ گاه بمبی را آزمایش نکرده ، هیچ گاه اورانیوم 90 درصد تولید نکرده و آنقدر اورانیوم 20 درصدهم ندارد که بتواند بعدا آن را غنی سازی کرده و به بمب تبدیل کند . پیش بینی اولیه نتانیاهو کهگفته بود ایران بین 3 تا 5 سال آینده به بمب هسته ای دست پیدا می کند ، مربوط به سال 1992 است ! از آن زمان به بعد این پیش بینی هر روز به روز رسانی می شود و همیشه ایران در حال دستیابی به بمب است و این دستیابی قریب الوقوع است اما هیچگاه بمبی در کار نبوده است .

افزون بر این آیت الله خامنه ای اعلام کرده است که سلاح هسته ای ضد اسلامی است و سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده در گزارشهای خود بین سالهای 2001 تا 2007 تاکید کرده اند که ایران هیچ تصمیمی برای ساخت سلاح هسته ای نگرفته است .»

روحانی نمی تواند از حق هسته ای ایران بگذرد

اینتحلیلگر ارشد خاورمیانه در ادامه تصریح کرده است :«آینده سیاسی روحانی و وفاداری مداوم حامیانش به او که می خواهند ایران با غرب تعامل بهتری داشته باشد در گرو لغو تحریمها و انجام یک معامله درباره برنامه هسته ای ایران است . او این را می داند . با این حال آنچه او نمی تواند انجام دهد ، تسلیم حق ایران در داشتن انرژی صلح آمیزهسته ای و تحقیقات هسته ای است . در این خصوص تمام ملت ایران متحد هستند . اما ممکن است در میان این مرزها جایی برای تفاهم در مورد بازرسی های سرزده وجود داشته باشد. اگر ما بتوانیم از میان این مرزها عبور کرده و با ایران تفاهم کنیم ، تعامل با ایران مهمترین نکته و پیروزی اوباما در دور دوم فعالیتش در کاخ سفید است .

چه کسی مخالف این تفاهم است ؟ نتانیاهو و حزب جنگ که می خواهد شکست و از بین رفتن ایران را ببیند همانطور که به زعم خود ،عراق را از بین برد حتی اگر این کار به معنای جنگ غیز ضروری تریلیون دلاری دیگری باشد .

اوباما با این حال می تواند حزب جنگ طلب امریکا را هم شکست دهد او باید به روحانی در مراسم تحلیفش تبریک بگوید وآمادگی خود برای مذاکره مستقیم با تهران را اعلام کند و کسانی را برای مذاکره از میان کارنشاسان امنیت ملی انتخاب کند که سودای جنگ در سر نداشته باشند . زمان از دست می رود و تاریخ نظاره کر ماست اوباما بایداز این لحظه استفاده کند.»

نتانیاهو می داند مذاکرات شکست می خورد

پت بوکانان اما تنها کسی نیست که معتقد است مذاکرات صلح به نتیجه نمی رسد و باید اوباما راه دیگری برای به دست آوردن پیروزی در عرصه سیاست خارجی اش دنبال کند . جان بولتون ، سفیر سابق امریکا در سازمان ملل نیز معتقد است مذاکرات صلح و هر اقدامی که نتانیاهو دراین مذاکرات انجام می دهد برای جلب رضایت اوباما در جهت تداوم بخشیدن به فشارها علیه ایران و به احتمال زیاد راضی کردن او به حمله به ایران است .

جان بولتون که از جمله نو محافظه کاران جنگ طلب امریکایی است ، بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهور ایران او را به باد انتقاد گرفت و گفت روحانی در رمانی که گفت وگوهای هسته ای را اداره می کررد ، غرب را مورد تمسخر قرار داد و همچنان که ایران به برنامه های هسته ای خود ادامه می داد ، او از راه حل مذاکره صحبت می کرد . جان بولتون که بارها به ضرورت حمله به ایران نیز اشاره کرده است ، چندی پیش نیز اعلام کرد ایران و کره‌شمالی هرگز فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف نخواهند کرد. وی با انتقاد از دولت آمریکا درباره تلاش اوباما برای مذاکره با ایران، مدعی شد که استفاده از اقدام نظامی علیه ایران نسبت به اجازه دادن به تهران برای هسته‌ای شدن قابل قبول‌تر است.

جان بولتون در گفت و گو با شبکه تلویزیونی «فاکس بیزینس نت ورک» از اینکه نتانیاهو تعدادی از زندانیان فلسطینی را برای پیشبرد مذاکرات صلح آزاد می کند،انتقاد کرد و گفت:«این برای اسراییل است اشتباه بزرگی است که 104 زندانی فلسطینی را آزاد کند اما به نظر می رسد نتانیاهو می خواهد این کار را انجام دهد تا بعدا همراهی دولت اوباما را در مورد مسئله ایران به دست بیاورد»

بولتون اضافه کرد:« نتانیاهو این کار را انجام می دهد زیرا بر روی مسئله مهمتری در منطقه متمرکز شده است و آن مسئله برنامه سلاحهای هسته ای ایران است.نتانیاهو با تصمیم سختی رو به رو است اینکه آیا باید به ایران حمله کند و اینکه می خواهد بعد از مدتی به اوباما بگوید :« هر کاری که در مورد مسئله فلسطین و اسراییل به من گفتی با وجود تمام هزینه های سیاسی که داشت ، انجام دادم حالا می خواهم با من علیه ایران بایستی .»

نتانیاهو یکشنبه گذشته توانست دستور آزادی 104 زندانی فلسطینیکه قبل از سال 1993 دستگیر شده بودند را بگیرد اما همچنان هزاران زندانی دیگر در زندانهای اسراییل به اسارت گرفته شده اند.

بولتون در ادامه افزود:«به نظر من نتانیاهو فهمیده است که هیچ راهی برای موفقیت مذاکرات وجود ندارد . به همین دلیل تصمیم گرفته است زیاد باعث خشم اوباما نشود.»

منتشر شده در: رجا نیوز