رسانه های غربی همزمان با برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف رییس جمهور جدید ایران تحلیلهای متفاوتی از چشم انداز پیش روی ایران و جامعه جهانی دارند . رسانه های غربی هم درست مانند مسئولان امریکایی رفتار دو گانه ای با ماجرای انتخابات ایران دارند. انهایی که به رژیم صهیونیستی نزدیکی بیشتری دارند اقدام کنگره امریکا در تشدید تحریم ها علیه ایران آنهم سه روز مانده به برگزاری مراسم تحلیف ریاست جمهوری جدید ایران را اقدامی در راستای اجبار ایران به کوتاه آمدن از اهداف هسته ای اش می دانند و از اقدام کنگره دفاع می کنند . عده دیگری از رسانه ها نیز با ابراز نگرانی و اظهار تعجب از این اقدام نمایندگان کنگره ، آن را اقدامی اشتباه در زمانی اشتباه توصیف می کنند که باعث می شود چشم انداز روشنی از گفت و گوهای ایران و کشورهای غربی به دست ندهد . اما آیا واقعا این اشتباهی استراتژیک از سوی امریکا بود و یا اینکه برنامه ریزان و سیاستگزاران امریکایی در برنامه ای از پیش تعیین شده و معین به سوی رسیدن به اهدافی گام بر میدارند که هنوز هم برای بسیاری از روزنامه ها و رسانه های غربی شفاف نشده است ؟

به نظر می رسد رسانه های غربی و به خصوص کارشناسان سیاست خارجی در امریکا به خوبی از ابعاد بازی جدید اوباما با ایران اگاهی دارند و با این حال هر کدام بنا بر اهدافی که خود دنبال می کنند وجهه ای از این بازی را به تصویر می کشند. تعدادی مانند رسانه های اصلاح طلب ایران با بی توجهی نسبت به تحریمهای جدید اعماال شده و تغییر لحن مسئولان امریکایی نسبت به ایران پس از انتخاب روحانی و شدیدتر شدن حملات آنها به کشورمان ، معتقدند اوباما با برداشتن تعدادی از تحریم های بسیار جزیی و پیش پا افتاده دست خود را به سوی ایران دراز کرده است! خط دنبال شده توسط این رسانه ها همگی چه در داخل و چه در خارج از کشور خط القا شده توسط دولت اوباما است که می گوید می تواند باز هم به بازی تحریم ادامه دهد و از روی کار آمدن روحانی نیز خوشحال نیست مگر اینکه روحانی اولین قدم را برداشته و تغییراتی اساسی در برنامه هسته ای ایران ایجاد کند . تغییرات اساسی که رسانه ها بیان می کنند ، مدت مقررش تا پایان شهریور ماه سال جاری یعنی حدود یک ماه و نیم بعد است ، این است که روحانی باید به نوعی اولین گام برای دست برداشتن از حقوق هسته ای ایران را بردارد . تا این «تغییرات مد نظر امریکاییها» به خوبی در رفتار ایران دیده شود.

به همین دلیل است که رسانه هایی مانند یورو نیوز نیز در مطلب مربوط به مراسم تحلیف روحانی می نویسند: 

«همزمان با تصویب تجریم های شدیدتر علیه ایران در کنگره امریکا ، دولت اوباما دست از حمایت از تحریمهای شدید علیه ایران کشید و این به منزله شاخه زیتونی بود که به سوی ایران فرستاده شد !» و رویترز نیز می نویسد شاخه زیتون ایران نیز که قرار است به سوی غرب برود، رای اعتماد دولت و مجلس ایران به محمد جواد ظریف ، وزیر پیشنهادی امور خارجه دولت روحانی است .

با این وجود کارشناسان غربی در خارج از ایران و کارشناسان سیاست خارجی در داخل ایران به خوبی بر این مسئله واقفند که با انتخاب شدن روحانی به عنوان رییس جمهور ایران یعنی انتخاب شدن فردی که شعار اولیه اش تلاش برای تعامل با غرب و از میان برداشتن تحریم ها علیه کشورمان بوده، از سیاست چماق و هویج امریکا فقط سیاست چماقش باقی مانده است! به همین دلیل هم هست که امریکاییها به قول گری سیک مشاور خاورمیانه ای سابق اوباما  با رای جدید خود به تشدید تحریم ها این سیگنال را برای ایرانیان فرستادند که ما اهمیتی به انتخاب شما نمی دهیم!

شبکه خبری الجزیره نیز چند روز پیش در یادداشتی به قلم دو تن از مذاکره کنندگان سابق هسته ای با ایران تحریم های جدید کنگره امریکا علیه ایران را خودکشی استراتژیک غرب علیه ایران می داند .

فلینت و هیلاری لورت که در زمان ریاست روحانی بر شورای عالی امنیت ملی کشورمان جزو گروه مذاکره کنندگان غربی با ایران بودند، در یادداشت خود در الجزیره نوشته اند: در محافل سیاسی غرب خوش بینی خاصی در مورد روی کار آمدن روحانی در ایران وجود دارد . تعداد قابل توجهی از این افراد روحانی با میخائیل گورباچف مقایسه می کنند و همانطور که مارگارت تاچر در سال 1984 در مورد گوباچف گفت :« او کسی است که می تواند معامله انجام دهد»، اعتقاد دارند روحانی نیز کسی است که می تواند معامله هسته ای با ایران را به پیش ببرد. غربی ها روحانی را از سال 2003 به یاد دارند و اعتقاد دارند او با لحن ملایم تری نسبت به احمدی نژاد به میدان می آید و به دنبال راه حل های خلاقانه تری در عرصه سیاست خارجی است .

با این حال نگاهی به فعالیت غربی ها نشان می دهد نخبگان آنها هنوز منتظر تهران هستند که تمام شروط هسته ای غرب را با زیر پا گذاشتن حقوق هسته ای ایران بپذیرد و به عنوان دولتی مستقل که معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای یا ان پی تی را امضا کرده ، به غنی سازی اورانیوم تحت این پارمان بپردازد . این مسئله باعث می شودآانها اینطور مطرح کنند که انتخاب روحانین شان میدهد مردم ایران از فشار تحریم ها وهمچنین دولتی که هر روز به فشار های بین المللی بر ایران اضافه می کند ، خسته شده اند . اگر این فرضیه مبنای سیاست های غرب در مقابل ایران بعد از مراسم تحلیف روحانی قرار بگیرد، امریکا و متحدانش نه تنها تمام زحمتهای پیشین خود برای ارتقای روابط با تهران را به هدر می دهند، بلکه فرسایش بیشتر و به مراتب سریعتر جایگاه خود در منطقه خاورمیانه را نیز تضمین می کنند .

ایران با وجود تحریم ها پیشرفت می کند

این دو تحلیلگر مسایل ایران در ادامه خاطر نشان کرده اند غرب علاوه بر فرضیه غلط گورباچف بودن روحانی ، فرضیه های اشتباهی راجع به ایران دارد ؛ برخلاف شاه ایران ، مبارک در مصر و خاندان هاشمی در اردن ، جمهوری اسلامی به ایالات متحده و یا هیچ کشور دیگری خدمت نمی کند. این مسئله باعث شد که ایران برای دهه ها تحت فشار تحریک های نظامی ، اقدامات نظامی مخفی ، و فشارهای اقتصادی باشد و در عین حال هنوز هم نسبت به کشورهای منطقه در کاهش فقر، بهبود امارهای بهداشت و آموزش و پرورش و بهبود وضعیت اجتماعی زنان از هر کشور دیگری در منطقه که متحد امریکاست مانند ترکیه و عربستان و نسبت به تاریخ گذشته خود در زمان شاه وضعیت بهتری دارد .

این دو تحلیلگر در ادامه یادداشت خود آورده اند : مهمتر از دستاوردهای اقتصادی و علمی جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ، این پایداری حکومت اسلامی است که از مهمترین نتایج این سه دهه نظام است و ایرانیان هنوز ازنظام جمهوری اسلامی پشتیبانی می کنند انتخاب روحانی نشان داد که نظام با این طراحی چیده شده است که تمام داوطلبانی که چارچوب قانون اساسی این کشور را قبلو دارند ، فارغ از هر نوع دیدگاه  وروش متفاوتشان نسبت به مسایل بین الملل و سیاست خارجی و داخلی می توانند در انتخابات شرکت کنند . رای دهندگان ایرای نیز که معمولا جمعیتی بالای 70 درصد هستند نیز چنان رفتار کرده اند که نشان می دهد رای دادن برایشان اهمیت دارد و گزینه های معناداری را در هر انتخاب به عنوان رییس جمهور انتخاب می کنند .

غرب نمی تواند مردم ایران را در مقابل نظامشان قرار دهد

مراسم تحلیف ریاست جمهوری روحانی البته باید چیز دیگری را هم برای غرب روشن کند : رییس جمهور ایران نه تمام قدرت موجود در این کشور را در اختیار دارد و نه ناتوان و ضعیف است . ریاست جمهوری در نقطه مهمی از سیستم قدرت چند گانه در داخل نظام جمهوری اسلامی قرار دارد . قدرتی که بین رهبر ی، مجلس ، قوه قضاییه و رییس جمهور متوازن شده است . از همین رو امریکا و شرکای آن باید بدانند که باید بازی رو در رو قرار دادن ملت ایران با دولتشان و یا رو در رو کردن یک مرکز قدرت در برابر مرکز قدرتی دیگر در ایران را پایان دهد. این امر به ویژه در مسایل مربوط به انرژی هسته ای از اهمیت بیشتری برخوردار می شود چرا که اجماع بین این محافل قدرت در داخل ایران و همچنین اجماع مردم ایران برای این کار باید به دست آید . پس بدین ترتیب بعد از ریاست جمهوری روحانی نیز اجماع ایرانیان بر روی ادامه دادن به برنامه غنی سازی ادامه خواهد داشت و قدرت های غربی باید برای دستیابی به توافق هسته ای با ایران حتما حقوق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند.

منتشر شده در: رجا نیوز