با پیروزی حجت الاسلام روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و در واقع پیروزی گفتمان تعامل با غرب در انتخابات ، موج تازه ای از انتقاد نسبت به سیاست خارجی دولت قبل راه افتاده است . مشاوران دکتر روحانی که معتقد به رفتار نرم و گفت و گوهای از سر دوستی با مسئولین سیاسی غرب هستند ، از رویکرد تهاجمی در سیاست خارجی که طی 8 سال گذشته در پیش گرفته شد انتقاد می کنند اما آیا همه نتایج این رویکرد تهاجمی در برابر کشورهای متخاصمی چون امریکا و اسراییل منفی بوده است ؟ نگاهی به مواضع دولت های غربی در خصوص تعدادی از این سیاساتها نشان می دهد نمی توان به این راحتی تمام رفتارهای دولت گذشته را در بوئته نقد قرار داده و یکسره تمام این رفتارها را فراموش کرد . یکی از محوری ترین این سیاستها که هم اکنون نیز به معضلی برای امریکا در نزدیکی مرزهایش تبدیل شده است ، ارتباط صمیمانه ایران با کشورهای حوزه امریکای لاتین و ارتباط صمیمانه رییس جمهور ایران با سران این کشورها است . ایران وکشورهای حوزه امریکای لاتین چند سالی است که ارتباطات خوبی با هم برقرار ساخته و به تقویت جبهه ضد استکباری در این منطقه کمک شایانی کرده اند . کشورهای این حوزه نیز در مقابل در اوج مشکلات و بحرانهای مربوط به سیاست خارجی و به خصوص تحریم ها کمک های فراوانی به ایران کرده اند . تصمیم هوگو چاوز رییس جمهور فقید ونزوئلا برای واردات نفت از ایران و صادرات بنزین به کشورمان در زمانی که تهدیدات امریکا در حوزه نفتی هر روز بیشتر از روز پیش می شد ، کمک شایانی به پیشبرد اهداف اقتصادی ایران و اجرا شدن طرح هدفمندی یارانه ها و سهمیه بندی سوخت کرد. همچنین سیاست های ضد استکباری و ضد اسراییلی سران این کشورها در شرایطی که اوباما عقیده داشت ایران هر روز منزوی تر از روز قبل می شود، با ایجاد روابط دیپلماتیک قوی بین کشورهای این حوزه و ایران اهداف دولت ایالات متحده درنزدیکی مرزهای این کشور را با شکست مواجه کرد .

به همین دلیل است که نمایندگان کنگره از 3 سال پیش تاکون بیشترین فشارها را بر دولت اوباما وارد می کنند تا مانع از نفوذ ایران در منطقه امریکای لاتین شود . نمایندگان کنگره در این زمینه به احتمال مفوذ سپاه پاسداران و همچنین نیروی قدرتمند حزب الله در منطقه اشاره می کنند اما ترس اصلی آنان از نفوذ ایران در این منطقه است . چرا که این همان روشی است که امریکا سالها پیش در منطقه خاور میانه در پیش گرفت و امروز خاورمیانه را جزئی از منطقه متاثر از تصمیمات سیاسی اش می داند . ایران نیز در زمانه ای که غفلت و وابستگی کشورهای مسلمان منطقه به بالاترین میزان خود رسیده ، همان سیاست را در منطقه تحت نفوذ خود در امریکای لاتین انجام می دهد .

مشاوران سیاست خارجی حجت الاسلام روحانی اما باور به سیاست خارجی تهاجمی و دوستی با کشورهای این حوزه ندارند . این مشاوران اولویت کاری در سیاست خارجی دولت جدید را ایجاد ارتباط با عربستان و ترکیه دانسته و بیان می کنند کشورهای همسایه در اولویت کاری آنها قرار دارد . برخی از آنها مانند مشاور عالی روحانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام که پا را فراتر از این گذاشته و اعتقاد دارد ارتباط اقتصادی با این کشورها به دلیل راه دور آنها، به صرفه نیست و ما نباید به فکر سرمایه گذاری در ونزوئلا و بولیوی و اکوادور و یا گسترش ارتباطات با آرژانتین و برزیل باشیم . این مسئله آنقدر که از نظر کارشناسان سیاست خارجی امریکایی مهم است به ظاهر برای کارشناسان ایرانی اهمیتی ندارد اما بهتر است نگاهی به ترس نمایندگان کنگره از نفوذ ایران در این منطقه و همچنین تلاش آنها برای مبارزه با حضور کشورمان در نرزدیکی مرزهای ایالات متحده بیاندازیم تا به اهمیت این سیاست پی ببریم .

دور زدن تحریم ها زیر گوش امریکا!

روزنامه واشنگتن پست دو سال پیش و در آستانه سفر محمود احمدی نژاد به 4 کشور حوزه امریکای لاتین یعنی ونزوئلا ، اکوادور ، نیکاراگوئه و کوبا به اهمیت این سفرها پرداخت و مدعى شده است: در شرايطى كه تنشهاى موجود بين ايران و آمريكا و قدرتهاى اروپايى به صورت روز افزونى بالا میرود در اين سوى ميدان حملات ديپلماتيك 4 كشور آمريكای لاتين و آمريكاى مركزى نيز به رهبرى محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران بالا گرفته است و دولت ايران تلاش میكند با برقرارى روابط بسيار صميمانه نفوذ اقتصادى و سياسى خود در حياط خلوت آمريكا را بالا ببرد.

احمدی نژاد در آن سفر به نکته ای اشاره کرد که نمایندگان کنگره را وادار به حمله رسانه ای به کاخ سفید کرد . او در گفت و گو با هوگو چاوز رییس جمهور فقید ونزوئلا به پیشرفت ایران در زمینه تولید پهپادها یا هواپیماهای بدون سرنشین اشاره و گفته بود:« هیچ کس جرات حمله به ایران را ندارد.» نمایندگان کنگره که می ترسیدند مبادا احمدی نژاد در سفرهای بعدی این تکنولوژی نوین ایرانی را در اختیار کشورهای منطقه حوزه امریکای لاتین بگذارد ، از وزارت امور خارجه این کشور خواستند تحقیقات وسیعی را راجع به نفوذ ایران در حیاط خلوت امریکا انجام دهد .

آنقدر که نمایندگان مسئله را جدی گرفته و هر روز خبر تازه ای از میزان افزایش روابط ایران با این کشورها می دادند ، کاخ سفید اینمسئله را جدی نگرفت و در گزارشی از کم بودن نفوذ ایران در منطقه نوشت . وزارت امور خارجه ایالات متحده در گزارش خود اشاره کرده بود که با وجود قرار دادهای اقتصادی ، ایران هنوز در زمینه قراردادهای نظامی زیاد وارد میدان نشده و با وجود رفت و آمد گسترده نیروهای دیپلماتیک ایران به منطقه ، هنوز خبری از گروههای تروریستی (!) نظیر نیوی قدس سپاه و یا نیروهای حزب الله در منطقه نیست . در این گزارش با این حال اشاره ای به تلاش ایران برای دور زدن تحریم ها در این منطقه نیز نشده بود و چندی بعد گزارشی منتشر شد که نشان می داد ایران با تاسیس بانک های خصوصی در ونزوئلا اقدام به تبدیل ارز موردنیاز خود از همین کشورهای منطقه و حتی امریکا می کند . یعنی دور زدن تحریم ها زیر گوش امریکا!

البته این جدای از مسئله قرار دادهای اقتصادی بزرگ در حوزه های نفتی ، ساختمان و مسکن و آموزش و صنعت خودرو در این منطقه بود که این قرار دادها نیز هم اکنون به صورت نگرانی بزرگی برای امریکا درآمده است.

گزارش یک سال گذشته وزارت امور خارجه امریکا آنقدر غیر واقعی و سطحی بود که صدای کاخ سفید را هم درآورد و این وزارتخانه دوباره در هفته گذشته موظف شد گزارش دقیق تری از میزان نفوذ ایران در منطقه به نمایندگان ارائه دهد . اما چرا وزارت خارجه امریکا توجهی به این مسئله مهم و استراتژیک نکرد ؟ اوباما در آن زمان آنقدر به موفقیت تحریم ها امیدوار بود که اعتقاد داشت با تنگ تر شدن دایره تحریم ها ایران دیگر نمی تواند به وعده های اقتصادی خود در این منطقه عمل کند و به همین جهت کم کم دوستان خود در منطقه را از دست خواهد داد . رسانه ها اما در همان زمان زنگ خطر را به صدا در آوردند که ایران از طریق همین فعالیت های اقتصادی به شدت در حال دور زدن تحریم ها است. فاکس نیوز و وال استریت ژورنال رسانه هایی بودند که گزارش ناقص اما نسبت به وزارت امور خارجه امریکا ، گزارش کاملتری از فعالیت های اقتصادی ایران در منطقه دادند و در عین حال یادآور شدند این فعالیت ها تنها در حوزه مسکن ، صنعت خودرو و پتروشیمی و یا واردات گوشت از برزیل و صادرات مصالح ساختمانی به بولیوی و ونزوئلا نیست بلکه ایران در منطقه به دنبال استفاده و بستن قرار دادهای تجاری با معادن اورانیوم بولیوی و اکوادور نیز هست.

رسانه های وابسته به رژِم صهیونیستی از این هم فراتر رفتند و مدعی شدند ایران در مکزیک و برزیل مشغول جنگ سایبری با امریکا است. و گرچه نفود ایران در آن زمان در این منطقه غیر قابل انکار بود اما این ادعاهای صهیونیستی نیز در گزارشهای بعدی تایید نشد .

اما چند روز پیش پایگاه اینترنتی دیلی بیست گزارش داد که در پی گزارش آلبرتو نیسمان، دادستان آرژانتینی و ادعاهای مطرح شده از سوی وی علیه ایران ، وزارت امور خارجه آمریکا تصمیم گرفته است ارزیابی خود درباره فعالیت‌های ایران در آمریکای لاتین را مورد تجدید نظر قرار دهد.

مت سالمون، رییس کمیته فرعی نیم کره غربی در کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا گفت که این انتظار منطقی وجود دارد که وزارت امور خارجه گزارشی کامل و سنجیده را در پاسخ به آن‌چه وی نگرانی‌ها درباره ایران و واسطه‌هایش در منطقه خواند ارایه دهد.

وی با انتقاد از گزارش پیشین وزارت امور خارجه آمریکا درباره نقش ایران در آمریکای لاتین گفت که آن گزارش فاقد عمق و جدیتی بوده که این مساله نیازمند آن است. ماتیو لویت، عضو موسسه مطالعات خاور نزدیک نیز گفت که نویسندگان این گزارش با افراد مطلع مشورت نکرده بودند و افراد وزارت امور خارجه و دیگران از این‌که چنین مشورت‌هایی صورت نگرفته بود ابراز نارحتی کردند.

قانونگذاران آشنا با این مساله نیز از اقدام اخیر وزارت امور خارجه آمریکا استقبال کردند و متعهد شدند که در این خصوص نظارت داشته باشند.

این بحث ها اما در حالی به شدت در وزارت امور خارجه و نهادهای امنیتی امریکا ادامه دارد که در ایران به نظر می رسد دیگر کسی در دولت نمی خواهد رابطه با کشورهای حوزه امریکای لاتین را اولویت و اصل مهم در سیاست خارجی کشورمان عنوان کند و از این منظر باز هم به تقویتجبهه ضد امپریالیستی در منطقه کمک کند .

منتشر شده در: رجا نیوز