زمانی که صحبت از توافق ایران با گروه کشورهای 1+5 شد ، وزیر امور خارجه بیان کرد که طرحی حساب شده و دقیق برای ارائه به قدرتهای غربی دارد و بر اساس این طرح هم حق غنی سازی برای ایران به رسمیت شناخته و هم از بار تریم ها علیه کشورمان کاسته می شود . با این حال نگاهی به صحبت های تحلیلگران و مسئولان آمریکایی قبل و بعد از انجام شدن این توافق ، نشان می دهد توافق و یا به قول غربی ها معامله ژنو طرح قدیمی و حساب شده آمریکا برای دستیابی به همان هدف قبلی یعنی از بین بردن کامل برنامه هسته ای ایران بوده است .

قبل از برگزار شدن دور سوم مذاکرات در ژنو کالین کال معاون وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه در یکی از جلسات کمیته دفاع کنگره حضور پیدا کرده و از جزییات توافقی که قرار بود در ژنو به دست آید پرده برداشت . کال در متن سخنرانی خود با اشاره به اینکه آمریکا در شرایط حاضر نمی تواند و تنبای دست به اعمال فشارهای بیشتر علیه ایران بزند ، بیان کرده است که توافق با ایران بر اساس نظر کارشناسان سیاسی و امنیتی آمریکا باید گام به گام باشد و در عین حال ضمن اینکه در وهله اول می کوشد غنی سازی محدود برای اران را قبول کند، هدف نهایی باید از بین بردن «تکنولوژی و دانش هسته ای ایران»باشد .

در این سخنرانی طولانی کالین کال به شرایط داخلی ایران و شرایط منطقه و امریکا اشاره کرده و در نهایت مطرح می کند که توافق از نظر کارشناسان باید 6 ماهه باشد ، دو مرحله ای باشد و در عین حال هدف اصلی که از بین بردن کامل برنامه هسته ای ایران است نباید فراموش شود . به دلیل اهمیت این سخنرانی بخشهای مهم آن به طور کامل در این گزارش آمده است :

* به عنوان معاون وزیر دفاع در امور خاورمیانه به شدت بر این باورم که همچنان باید تمام گزینه ها در خصوص ایران روی میز باشد تا بتوان ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای باز داشت . اما در عین حال آنقدر از مسایل دفاعی می دانم که اطمینان دهم نتایج روش برخورد دیپلماتیک با ایران بسیار بهتر از به راه انداختن جنگ است.

همکاری دولت و کنگره در این مسئله امری ضروری است . بدین معنی که اگر اوباما توانست تا پایان سال 2013 به توافق با ایران برسد و بتواند ابعاد مهم و مشکل زای برنامه هسته ای ایران را متوقف سازد ، کنگره نیز باید دست از تصویب تحریم های جدید علیه ایران و سایر تهدید های دیگر بردارد .

اهداف از راه حل دیپلماتیک صلح آمیز در قبال ایران چیست ؟

* بر اساس گزارشهای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا ایران هم اکنون به دانش و تکنولوژی مورد نیاز برای اینکه ناگهان به سمت تولید و گسترش سلاح هسته ای برود ، دست پیدا کرده است و این حکومت ایران است که می تواند در این زمینه تصمیم گیر باشد که آیا این کار را انجام می دهد یا نه .

هیچ چیز جز از بین بردن کامل زیر ساختهای هسته ای ایران این جن از شیشه بیرون امده را به خانه اش بر نمی گرداند. به همین دلیل گفت و گوها باید بر اهداف ملموس و قابل دسترس تمرکز داشته باشد. به طور خاص دیپلماسی باید با هدف جلوگیری از دستیابی ایران و «قابلیت برک اوت» تعریف شود یعنی رسیدن به این نقطه که ایران بتواند به صورت سریع و یا محرمانه مواد شکاف پذیر برای تولید یک یا چند سلاح هسته ای را تولید کند که در آن صورت جامعه بین الملل نمی تواند این کار را کشف کرده و به صورت آنی به آن پاسخ دهد .

* توافق دیپلماتیک نهایی در این زمینه باید به دنبال این اهداف باشد :

– طولانی کردن زمان رسیدن به نقطه برک اوت: توافق نهایی در این زمینه باید شامل محدودیت های فنی کافی برای اطمینان حاصل کردن از این باشد که فاصله ایران تا زمان برک اوت هسته ای و دستیابی به مواد شکاف پذیر کافی برای تولید بمب هسته ای زیاد شده و این کار برای ایران غیر قانونی اعلام شود .

کوتاه کردن بازه زمانی کشف : مکانیسم های سنجش باید به گونه ای طراحی شوند که فعالیت های ایران برای رسیدن به مرحله برک اوت به سرعت توسط آژانس بین المللی انرژی هسته ای و سایر اقدامات لازم دیگر قابل کشف شدن باشد .

اطمینان حاصل کند که هیچ ساختار پنهان هسته ای دیگر و تاسیسات دیگری در ایران ساخته نمی شود : مکانیسم شفاف سازی و بررسی کردن باید به قدری باشد که قادر به کشف ساختار های چرخه سوخت و تاسیسات پنهان و فعالیت های مربطو به سلاح سازی توسط ایران باشد .

بتواند پاسخ مناسبی به برک اوت هسته ای ایران داشته باشد : ایالات متحده در محاسبه هر گونه توافق باید نشان دهد که اراده و توان انجام هر گزینه ای از جمله گزینه نظامی را در صورت لزوم دارد تا بتوانددر صورتی که برک اوت شناسایی شد ، قادر به ایجاد ممانعت در رسیدن ایران به سلاح هسته ای باشد .

چرا توافق گسترده و همه جانبه با ایران در مرحله فعلی خطر ناک است ؟

*برخی از تحلیلگران در آمریکا بر این باورند که با توجه به شرایط به وجود امده در اثر تحریم ها در ایران و میل فراوان ایرانی ها به انجام مذاکره ، آمریکا باید به سمت مذاکره برای رسیدن به توافقی گسترده و نهایی در این زمینه باشد . این تحلیلگران بر این باورند که هیچ چیزجز دستیابی توافق حداکثری با ایران نمی تواند توانایی ایران در ساخت بمب هسته ای را از بین ببرد و در غیر اینصورت نباید فشارهای اقتصادی و تحریم از روی این کشور برداشته شود . این رویکرد را می توان در صحبت های نتانیاهو دید که همیشه اعلام می کند «4 نه» باید به ایران گفته شود : نه به غنی سازی اورانیوم در هر سطحی ، نه به ذخایر اورانیوم غنی شده، نه به سانتریفیوژ و تاسیسات هسته ای ، و نه به رآکتور آب سنگین اراک . اما رسیدن به این توافق زمان زیادی می برد و مستلزم این است که فار تحریم ها و همچنین جدیت گزینه نظامی علیه این کشور به حدی بالا رود که ایران وادار به پذیرش این شرایط شود .

افکار عمومی در ایران تعیین کننده نهایی است

*به نظر می رسد مطالبه این مسئله از ایران که تمام فعالیت های غنی سازی خود را کنار گذاشته و به مرحله غنی سازی سفر درصد برسد ، منطقی است . در هر صورت این مطالبه که ایران باید غنی سازی نداشته باشد ، در مرحله بررسی کار را آسانتر می کند تا اجازه دهیم غنی سازی در سطوح پایین ادامه یابد . با این حال در واقعیت در خواست این موضوع از ایران که به طور کامل برنامه هسته ای خود را کنار بگذارد ، دیپلماسی ای شکست خورده است و شرایط را از این هم بدتر می کند . ایران مدتها برای رسیدن به این مرحله از دانش و تکنولوژی در برنامه هسته ای هزینه کرده و در معرض تحریم قرار گرفته و مهمتر از ان افکار عمومی مردم را ینز با خود همراه کرده است . حالا دولت چگونه می تواند به یکباره اعلام کند برنامه ای که میلیارد ها دلار منابع مالی ضرف آن شده و سالها تحریم را نصیب مردم کرده است به یکباره باید جمع آوری شود؟

گفت و گویها هسته ای در سال 2003 به رهبری روحانی رییس جمهور فعلی ایران نیز به تعلیق فعالیت های هسته ای این کشور منتهی شد اما در گفت و گوهای بعدی در سال 2005 جامعه جهانی حاضر نشد حق غنی سازی را برای ایران به رسمیت بشناسد و ایران نیز در مدت کوتاهی بعد از آن دوباره تمام تعلیق ها را برداشت و به اقدامات هسته ای خود ادامه داد . شکست روحانی و دولت اصلاحات در گرفتن نتیجه نهایی از مذاکرات ، باعث شد افرادی مانند محمود احمدی نژاد در انتخابات برسر کار بیایند و روحانی دیگر نمی خواهد چنین مسئله ای این بار هم تکرار شود .

با این حال اگر در مذاکرات آمریکا نتواند ایرانیان را قانع سازد که دست از غنی سازی هسته ای خود بردارند ، این افکار عمومی ایران است که نتیجه بازی را تعیین می کند . نظر سنجی ها در موسسه گالوپ نشان داده است که تنها 13 درصد مردم در صورت شکست خوردن مذاکرات ، دولت ایران را مسئول تهدید ها و تحریم های بین المللی می دانند و 46 درصد اعلام کرده اند مقصر اصلی در این زمینه دولت آمریکا است . همچنین 68 درصد مردم نیز بیان کرده اند که فعالیت های هسته ای حتی اگر تحریم ها از این هم بدتر شود ، باید ادامه یابد . این مسئله کار را برای مذاکره کنندگان آمریکایی سخت می کند و اگر توافقی در این زمینه صورت نگیرد ، مردم ایران و افکار عمومی امریکا را مقصر اصلی می داند و حمایت از رژیم ایران در داخل این کشور به شدت بالا می رود .

برخی از تحلیلگران معتقدند با وجود تمام این شرایط باید به گونه ای تحریم ها علیه ایران را افزایش داد که حکومت را به زانو در آورده و آن را برای پذیرفتن هر قرار دادی اماده سازد اما این افرادتوضیح نداده اند که چگونه تحریم های بیشتر می تواند چنین مکانیسمی داشته باشد . تمایل ایران به گفت و گو آنهم در شرایطی که زیر فشار قرار دارد به معنای این است و البته سندی هم بر این مسئله نیست که فشارها می تواند برنامه هسته ای ایران را تعطیل سازد . اگر قرار باشد فشارها ایران را وادار به تسلیم شدن سازد باید به اندازه ای کافی باشد که برای رژیم ایران بحران درست کند . فشارهای اعمال شده تاکنون از بیشترین و بدترین فشارهای اقتصادی بوده است و هیچ تغییری در رویکرد ایران نداده است و البته شواهد نشان نمی دهد که اقتصاد کشور به یکباره دچار فروپاشی شود . ایران با تجربه زمان جنگ 8 ساله و تحریم ها و فشارهای بین المللی و مشکلات اقتصادی که در آن زمان داشت ، فشارهایی که تاکنون به این کشور وارد شده را فشار نهایی نمی داند و مردم و مسئولان ایران معتقدند در زمان جنگ فشار اقتصادی بیشتر بوده است . با این حال نباید بر روی فشارهای اقتصادی برای تاثیر گذاری بر مردم نیز زیاد حساب باز کرد چرا که حتی رهبران جنبش سبز نیز در ایران از غنی سازی هسته ای حمایت می کنند و فشارهای به هیچ وجه نمی تواند منجر به اقدامات درونی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی شود .

مسئله دوم تاثیر کار آیی تحریم های بین المللی است . تحقیقات نشان داده است که افزایش تحریم ها و فشارهای بین المللی بر ایران جبهه جهانی علیه ایران را تضعیف می کند چه خوب و چه بد ، روحانی با لحن کلامش توانسته نظر دنیا نسبت به ایران را تغییر دهد . اگر امریکا بخواهد بر فشارهای خود بیافزاید ، متحدان و ائتلاف جهانی علیه ایران را از دست خواهد داد .

سومین مسئله ناکارآمدی تهدیدات نظامی علیه ایران است . اگر تهدید نظامی بخواهد به اقدام شدید منجر شود ، این ایران است که برنده بازی است چرا که حمله محدود به چند سایت هسته ای ایران را برای دستیابی به سلاح هسته ای و همچنین جلب نظر جامعه بین الملل مشتاق تر می سازد .

به همین دلیل نباید اصلا بر روی فشار زیاد به ایران برای رسیدن به توافق همه جانبه و سریع اضافه کرد .

راهکار نهایی چیست ؟

*با توجه به تمام مطالب گفته شده ، نمی توان انتظار داشت که توافق همه جانبه همچنان روی میز بماند بلکه باید با استفاده از روش گام به گام و تدریجی به اهداف مد نظر رسید . پس در وهله اول باید برای جلب نظر ایرانیان برخی از تحریم ها به طور موقت در طول مدتی 6 ماهه نیز برداشته شود تا بتوان در آینده اهداف را به صورت بهتری دنبال کرد . اما هر گونه لغو تحریم باید مقطعی ، محدود و به شدت حساب شده باشد . بر این اساس می توان چنین توقعاتی را از ایران مطرح کرد :

– توقف غنی سازی هسته ای به میزان 20 ردصد

– تبدیل به سوخت کردن ذخایر اورانیوم 20 درصد

– توافق بر سر این موضوع که سانتریفیوژ های نسل دو در ایران به کار نیافتند

– تعلیق و یا کاهش میزان غنی سازی 3.5 درصد توسط سانتریفیوژ های نسل اول

– توقف کامل ساخت نیروگاه آب سنگین اراک

– موافقت با انجام بازرسی های گسترده

در مقابل این گامهای ایران نیز باید دولت اوباما پیشنهاداتی برای رفع موقتی ، تدریجی و بسیار محدود تحریم ها داشته باشد . این تحریم ها انطور که رسانه ها بیان کرده اند ، شامل تحریم های طلا ، مواد پتروشیمی و قطعات خودرو و هواپیمااست .

منتشر شده در: رجا نیوز