در سال 1972 و در میانه جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب، ریچارد نیکسون رئیس‌جمهور ایالات‌متحده تصمیم گرفت با سفر به چین و دیدار با مائو تسه تونگ، به 25 سال دشمنی و قطع رابطه بین آمریکا و چین پایان داده و رابطه‌ای جدید را با این کشور که از سال 1949 توسط کمونیست‌ها هدایت می‌شد، آغاز کند. این سفر گرچه در وهله اول ناگهانی و در راستای اهداف آمریکا برای مقابله با اثرگذاری شوروی در بین کشورهای کمونیست بود، اما تاریخچه‌ای طولانی از گفت‌وگوها و دیدارهای محرمانه را پشت سر داشت.

نگاهی به روندهای تاریخی در سال‌های منتهی به سال 1972 نشان می‌دهد که ایالات‌متحده در این سال‌ها به شدت به ایجاد و تقویت رابطه سیاسی و اقتصادی با چین می‌اندیشید تا بتواند از طریق این راه باقدرت رو به افزایش شوروی از یک سو و گسترش روز افزون تمایل کشورهای اروپای شرقی به سمت کمونیسم مقابله کند. از همین رو دیدار یکباره نیکسون با مائو و آغاز رابطه دیپلماتیک و سیاسی ایالات‌متحده و چین توانست لقب موفق‌ترین سیاست خارجی را از آن خود کند و «لحظه نیکسونی» و یا «لحظه نیکسون – چین» به یکی از ضرب‌المثل‌های معروف در یک سیاست خارجی فعال و موفق در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شد.

این گام بزرگ برای بهبود روابط آمریکا و چین اما چهره‌ای آشنا را در پشت پرده داشت که باوجوداینکه این روزها سن و سالش به شدت بالا رفته، اما همچنان یکی از منابع الهام‌بخش سیاستمداران آمریکایی و رئیس‌جمهور فعلی آمریکا یعنی دونالد ترامپ است. هنری کیسینجر که مبدع سیاست «ایجاد رابطه در اوج دوران دشمنی است»، در آن زمان مشاور امنیت ملی نیکسون بود و پیش از سفر تاریخی نیکسون به چین، شرایط لازم برای این دیدار را با سفر مخفیانه خود به این کشور فراهم ساخته بود. او بعد از فرستادن سیگنالهایی به مقامات چینی در خصوص تمایل آمریکا به گرم شدن روابط دو کشور، در سال 1971 به صورت مخفیانه به چین سفرکرده و با «چو ان‌لای» نخست‌وزیر این کشور ملاقات کرد. بعدازاین ملاقات بود که نیکسون به یکباره تصمیم ناگهانی خود برای سفر به چین را در روز 15 ژوئیه سال 1971 اعلام کرد.

این سیاست موفقیت‌های زیادی برای آمریکا به همراه آورد. آمریکا در این دوران ثابت کرد که نمی‌گذارد کمونیسم و اتحاد با شوروی به یک معنا تعبیر شوند و در عین حال توانست در جنگ ویتنام نیز از کمک‌های چین بهره بگیرد. این دکترین البته تنها در آن زمان مورد توجه قرار نگرفت و همیشه زمانی که قرار باشد دولت آمریکا با یک دولت متخاصم خارجی وارد گفت‌وگو شود، بسیاری گمان می‌کنند که باید به دکترین نیکسون نیز فکر کرد. بر همین اساس بود که در اوج مذاکرات هسته‌ای پیشنهاد سفر اوباما به ایران نیز مطرح شد اما به نظر می‌رسد همان طور که نیکسون جمهوری‌خواه نشان داد جمهوری‌خواهان می‌خواهند در مسائل سیاست خارجی پیشرو باشند، ترامپ نیز سعی دارد با بهره گرفتن از مشورت‌های کیسینجر – که توسط جارد کوشنر داماد او و به واسطه رابطه نزدیک او با کیسینجر انجام می شود –  همین رویه را در پیش بگیرد. این شیوه برای اولین مرتبه توسط تیم ترامپ در مقابل کره شمالی به کار گرفته شد. هر دو کشور در اوج اتهام زنی‌ها، دشمنی‌ها و حتی مجادلات لفظی روزانه بین رهبر کره شمالی و رئیس‌جمهور آمریکا، در پشت پرده گفت‌وگوهای محرمانه‌ای را به‌پیش می‌بردند و بعد از چندی به ناگهان اعلام شد که دونالد ترامپ قصد دارد سفری به کره شمالی داشته و با کیم جونگ اون رهبر این کشور به صورت رودر رو مذاکره داشته باشد. این مسئله همانقدر که در زمان نیکسون در خصوص دیدار با رهبر چین غیرعادی و شگفت‌انگیز بود، در دوران فعلی نیز تعجب‌آور است.

نکته جالب توجه در این خصوص این است که نیکسون هیج‌گاه تا قبل از این مذاکرات و دیدارها به مائو تسه تونگ توهین نکرده بود اما ترامپ هر روز با لقب تازه‌ای به استقبال از کیم جونگ اون می‌رفت. «مرد موشکی» «توله سگ بیمار» و «مرد کوتاه و چاق» تنها نمونه‌ای از کلمات و توهین‌هایی است که ترامپ در مقابل «اون» به‌کاربرده است. در مقابل رهبر کره شمالی نیز با دست خالی به میدان نرفت و غیر از توهین‌هایی به همین سبک، کشورش نیز ترامپ را به اعدام محکوم کرد!

البته از زمانی که ترامپ پیشنهاد ملاقات با رهبر کره شمالی را پذیرفته است، لحن رفتار و گفتار دو طرف به شدت تغییر کرده و کار به جایی رسیده است که ترامپ بیان کرده احتمالاً کیم جونگ اون و او به‌خوبی همدیگر را درک خواهند کرد! اما باید دید در عمل نیز این اتفاق خواهد افتاد و یا قرار است تاریخ این بار به صورت کاریکاتور تکرار شود و دیدار ترامپ با «اون» همانطور که برخی رسانه‌های آمریکایی نیز به آن اشاره‌کرده‌اند، وضع موجود میان دو کشور را بدتر از قبل سازد.

حرکت نیکسونی دیگر ترامپ که چند روز پیش اتفاق افتاد، پیشنهاد ملاقات و دیدار با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه بود که گفته می‌شود ترامپ بعد از تماس تلفنی با کرملین برای تبریک گفتن به مناسبت پیروزی پوتین در انتخابات مطرح کرده است. این پیشنهاد ملاقات اما در شرایطی صورت گرفته است که روسیه و آمریکا در بدترین دوران روابط خود به سر می‌برند و به‌تازگی ماجرای اخراج دیپلماتهای روسی و به‌تبع آن، اخراج دیپلماتهای آمریکایی از روسیه، مانع بزرگی برای بهبود روابط دو کشور به وجود آورده است.

تفاوت اصلی در دو نوع رفتار ترامپ با روسیه و کره شمالی و رفتار نیکسون با چین در کیفیت این تصمیم گیری است . در شرایطی که سفر نیکسون به چین حاصل ماهها تحقیق و رایزنی و گفت وگوهای پشت پرده و مشورت با صاحبنظرانی چون کیسینجر بوده است، ترامپ به یکباره بنا به تصمیم شخصی خود تصمیم به دیدار با کیم جونگ اون و یا دعوت از پوتین برای حضور در کاخ سفید گرفته است . این مسئله، مسئله ایست که این روزها انتقادات زیادی را به شخص ترامپ وارد کرده است . او در شرایطی با پوتین تماس تلفنی برقرار کرده و انتخاب شدن مجدد او به عنوان رییس جمهور روسیه را تبریک گفت که تمام مشاورین او گوشزد کرده بودند که به دلیل پرونده ارتباطاتش با روسیه به پوتین تماس نگرفته و به او تبریک نگوید. او با این حال در این خصوص کار خودش را انجام داد و حالا بعد از گذشت چند هفته از این تماس آشکار شده است که این مسئله تنها به تبریک گفتن صرف خاتمه نیافته و ترامپ در اوج جدال ها با روسیه، از پوتین خواسته است به واشنگتن سفر کرده و در کاخ سفید با او ملاقات کند.  در عین حال نحوه اجرایی شدن این تصمیم ها نیز در نوع خود جالب توجه است . بنا به گزارشی که ان بی سی نیوز منتشر کرده است، معمولا در جلسه گفت وگوی تلفنی روسای جمهور آمریکا مشاوران سیاست خارجی او نیز حضور دارند . با این حال به نظر می رسد معاونان و مشاوران ترامپ زمانی از جریان دعوت شدن پوتین به کاخ سفید مطلع شده اند که کرملین این مسئله را خبری کرده است و این بدین معناست که هیچ کدام از مشاورین ترامپ از محتوای تماس تلفنی او با پوتین خبر نداشته اند!

دیدار پوتین با ترامپ در کاخ سفید – در صورتی که انجام پذیرد – اولین ملاقات رسمی روسای جمهور دو کشور در کاخ سفید از سال 2005 و ملاقات پوتین و بوش خواهد بود. با این حال مشخص نیست این دیدار حتی در صورت انجام گرفتن بتواند دیوار بلند بی اعتمادی بین روسیه و آمریکا را که با تحریم های اقتصادی و همچنین اخراج دیپلماتهای دو کشور صورت گرفته است، از بین ببرد.  این تناقض‌های رفتاری و همچنین تعارض‌ها در مواضع به نظر نمی‌رسد بتواند ترامپ را به لحظه نیکسونی بکشاند و تنها آمریکا را در مسیر ژست‌های مدل نیکسون و سیاست‌های مدل بوش رهنمون خواهد شد.