در روز سوم مارس سال 1924 ، کاخ «دلمه‌باغچه» در استانبول به وسیله نیروهای جمهوری خواه ترکیه محاصره شده بود . در داخل کاخ، آخرین خلیفه عثمانی، عبدالمجید دوم مشغول خواندن مقاله ای از «میشل دو مونتین» نویسنده فرانسوی بود . در اواخر آن شب رییس پلیس استانبول به نزد خلیفه رفت تا به او خبر دهد مجلس جدید آتاتورک در آنکارا رای به برکناری خلیفه داده و او باید به سرعت کشور را ترک کند .

عکس ها از آخرین خلیفه عثمانی او را مرد میانسالی نشان می داد که چهره ای متفکر با عینک و کلاه قرمز منگوله دار دارد و در میان انبوهی از کتابهای کتابخانه اش غرق شده است . در همانجا بود که او موسیقی کلاسیک جمع آوری می کرد و مجموعه ای کامل از آثار ویکتور هوگو را می خواند . او در این کاخ هم به باغچه اش سر و سامان می داد و هم پرتره هایی از افراد خانواده اش نقاشی می کرد . اما صبح روز بعد او و خانواده اش به تبعیدگاهشان در اروپا و درنهایت به «نیس» اسکورت شدند . او هیچ گاه اجازه نیافت که دوباره به زادگاهش بازگردد .

چند سال بعد خبرنگار مجله تایم ، بار دیگر به سراغ آخرین خلیفه رفت و در مورد او نوشت :«ممکن است او را در حالی که با چهره پر منزلت و ژست بزرگی بیش از حد، در کنار ساخل در نیس قدم می زند دیده باشید .» این خبرنگار در ادامه اشاره کرد :«او در کنار ساحل زیر سایه بان بزرگی در لباس شنا دیده می شود. »

دختر عبدلمجید دوم با خانواده نظام حیدرآباد ازدواج کرد و با وجود رویاهای بزرگی که دنیای اسلام برای بازگرداندن خلیفه گری داشت ، خانواده عبدالمجید علاقه بسیار کمی به بازپس گرفتن خلافت و حکومت از آتاتورک نشان دادند.  

در شرایطی که هیچ اولاد پسری برای جانشینی عبدالمجید به وجود نیامد و خلیفه گری برای همیشه به پستی خالی در جهان اسلام تبدیل شد ، سالها بعد ابوبکر البغدادی سرکرده گروه داعش در عراق در خطبه ای میان دو نماز مدعی شد که او حالا دیگر خلیفه جدید دنیای اسلام است .

البغدادی لباسهای مشکی می پوشد با این حال چهره ای بسیار متفاوت نسبت به سلف پیشین خود، از خود نشان داده و دیگر نمی توان ادعا کرد او هم به مطالعه آثار ویکتور هوگو علاقمند است . به جای این ابوبکر البغدادی، در خلال سخنرانی یک ساعته اش که خود را خلیفه مسلمین خواند، تنها کتابی که به عنوان مرجع در صحبتهایش مطرح شد ، قرآن و احادیث بود .

خلافت اسلامی آرزوی دیرینه تندروها

بازگرداندن خلافت اسلامی به عرصه سیاسی از دهه 1950 جزو یکی از آروزهای دیرین تعدادی از مسلمانان و حزب التحریر بوده است . رهبر طالبان ، ملا عمر پا را از این زمینه فراتر گذاشت و خود را خلیفه مسلمین خواند و خود را با نام قدیم و سنتی خلیفه یعنی «امیر المومنین» خطاب می کرد و خود را فرمانده معتقدان و با ایمانان می دانست . بازگرداندن و احیای خلافت اسلامی بارها توسط بن لادن نیز مورداشاره قرار گرفت و او بیان می کرد که به دنبال احیای مسئله خلافت در دنیای اسلام است .

با این حال البغدادی اولین رهبریست که این عنوان را از آن خود کرده است . عنوانی که برای بسیاری از مسلمانان سنی نماینگر آرزوی عمیق و دیرینه آنها برای دیدن دیدن امپراطوری چند ملیتی ای در زمین است که قلمرو مسلمین به حساب آمده و می تواند به «بهشت زمین» ملقب شود . این نوستالژی دیرینه البته با دوران ابتدایی اسلام نیز همخوانی دارد زمانی که خلیفه اول برای گسترش دادن دین اسلام از حجاز به سایر کشورهای همسایه و بعد شرق مدیترانه حمله کرد و اسلام را به جنوب فرانسه نیز رساند. افراط گرایان اسلامی همیشه در آرزوی رسیدن دوباره مرزهای اسلام به اروپا بوده اند و البته این بعید نیز به نظر نمی رسد چرا که هم اینک در مدارس آکسفورد و دانشگاههای انگلیس و فرانسه نوعی تفسیر از قرآن تدریس می شود که همین آرزو را برای مسلمانان بریتانیایی و فرانسوی نیز به وجود می آورد .

با این حال بعد از گذشت اولین قرن از حکومت اسلامی ، خلیفه گری در اسلام با مشکلات بیشتری مواجه شد و با خونریزی و جنگ و رقابت بر سر قدرت تعبیر شد . حالا این واژه نه به عنوان واژه ای اسلامی و دینی بلکه به عنوان واژه ای مترادف با دنیا خواهی وقدرت طلبی تعبیر می شود. شاید در منطقه خاورمیانه بتوان با توسل به اعتقادات دینی مردم قدرت را نیز در دست گرفت اما ماسک دینی کشیدن بر روی صورت قدرت دیگر چندان هم در این منطقه خریداری ندارد .

در اوایل قرن دهم عنوان خلیفه واژه ای بود که دو گروه از مسلمانان بر سر آن رقابت می کردند : امپراطوری شیعه فاطمی که در قاهره مستقر بود و خلیفه عباسی که در بغداد حکومت می کرد . بعد از سقوط بغداد در سال 1261 به دست مغول ها و بعد از اینکه آخرین خلیفه عباسی در این شهر کشته شد، این عنوان توسط مملوک در مصر که از خاندان عباسی بود و پس از مدتها سرگردانی توانسته بود خود را به این کشور برساند ،دوباره بازتعریف شد .

زمانی که امپراطوری عثمانی حکومت مملوک در سال 1517 در مصر را سرنگون ساخت، آنها نام خلیفه را برای خود انتخاب کردند گرچه این سمت هم به سرعت توسط مغول بزرگ هند تصاحب شد . در سال 1579 اکبر امپراطور مغول ، خود را «خلیفه الزمان» نامید و واژه خلیفه تا سال 1858 در بین رهبران امپراطوری مغول باقی ماند و بعد از آن آخرین خلیفه مغول هم به نام بهادر شاه ظفر توسط انگلیسی ها به تبعید فرستاده شد .

علاوه بر این خلفای بزرگ ، خلفای دیگری هم بودند که در گوشه و کنار سرزمینهای اسلامی اعلام وجود می کردند و البته چندان جدی گرفته نمی شدند یکی از آنها رهبر گروه «سوکوتو» در قرن نوزدهم در نیجریه بود و در هر صورت به سرعت قدرت خود را از دست داده و سقوط کرد.

بغدادی از نسل مغولهاست یا آفریقایی ها ؟

هنوز زود است که بگوییم البغدادی مربوط به کدامیک از گروه خلفای گفته شده در طول تاریخ است . او از نسل مغولهاست یا عثمانی ها و یا خلفای کم اهمیت نیجریه و آفریقا ؟ هنوز نمی توان در این خصوص نظری داد . همچنین نمی توان پیش بینی کرد که آیا گروه داعش می تواند با استفاده از میان پرده های کوتاهی که در سرزمین های مختلف اسلامی بازی کرده و هرج و مرج کوتاهی به راه انداخته ، جهادستان دیگری را تشکیل داده و سرزمینی ثابت و دائمی برای حکومت خود پیدا کند و خود را روی نقشه جهان مشاهده کند ؟

با این وجود  شرایطی هم در جهان امروز مشاهده می شود که می تواند این احتمال را مطرح کند که تشکیل دولت اسلامی در برخی مرزهای کشورهای اسلامی فعلی چندان هم دور از ذهن نباشد . البته اگر امیال سیاسی رهبران این گروه همچنان بر واقعیت های تاریخی و دینی غلبه داشته باشد چنین فرضیه ای درست در نمی آید . اگر دولت اسلامی شام و عراق برای تشکیل دولت خلافت اسلامی در کل جهان اسلام هدف داشته باشد ، آن وقت باید فکر چاره ای هم برای کشتار مسلمانان و نسل کشی آنها در غزه داشته باشد  و اگر این هدف دنبال شود مسلما بسیاری از مسلمانان دیگر هم به این حرکت می پیوندند اما در حال حاضر قدرت سیاسی در خلیفه گری بیشتر نمودار می شود تا قدرت دینی و به همین دلیل است که بسیاری از مسلمانان جنگ فعلی را جنگ برای نسل کشی شیعیان می دانند و نه تشکیل دولت اسلامی چند ملیتی .  

منتشر شده در: هفته نامه خط خبر