هفته گذشته انتخاباتهای زیادی در سرتاسر جهان برگزار شد . از انتخابات سراسری پارلمان اروپا در اتحادیه اروپایی گرفته تا انتخابات ریاست جمهوری اوکراین و مصر همه نمونه هایی از انتخاباتهای سرنوشت ساز اما کم رونق بودند. در اتحادیه اروپایی استقبال کم مردم از برگزاری سراسری این انتخابات سیاستمداران حامی این اتحادیه را با نگرانی رو به رو ساخت اما آنطور که رسانه های غربی خبر دادند، این اوکراین بود که با انتخابات خود نشان داد تنها کشوری است که هنوز هم به اتحادیه اروپایی ایمان دارد ! در خاورمیانه و آفریقا نیز انتخابات پر حرف و حدیثی در مصر برگزار شد و هفته آینده نیز قرار است انتخاباتی بسیار سرنوشت ساز در سوریه برگزار شود.. به همین ترتیب ، هر قدر که انتخابات مصر نماد از بین رفتن دموکراسی و حاکم شدن دوباره نظامیان بر این کشور است ، انتخابات مصر ، انتخاباتی سرنوشت ساز برای مسیر دموکراسی در این کشور درگیر در جنگ داخلی است .

شاید بتوان در این مورد گفت که هر انتخاباتی نماد حاکم بودن دموکراسی بر کشورها نیست . هر انتخاباتی هم به معنای بله گفتن و حمایت مردم از سازو کار انتخاباتی و همچنین دلایل انتخابات نیست . هر انتخاباتی به نفع منافع ملی و استقلال کشور نیست و یکراست استقلال کشور را نشانه می رود. انتخاباتی دیگر هم آرمانهای مردمی را که برای رسیدن به آزادی خون زیادی داده اند زیر سوال می برد . انتخاباتی هم وجود دارد که مظلومانه اعلام وجود می کند و در بدترین شرایط سیاسی و بین المللی به دنبال بازگرداندن عزت و شرافت ملی یک ملت است . با بررسی همه انتخاباتهای برگزار شده و انتخاباتی که قرار است هفته آینده برگزار شود  می توان چگونگی هر کدام از این انتخاباتها و درسهایی که به همراه دارند را دریافت .

انتخابات پارلمان اروپا ؛ انتخاباتی برای «نه» گفتن

در آخرین سالی که انتخابات پارلمان اروپا در کشورهای عضو این اتحادیه برگزار شد یعنی سال 2009 میلادی ، با مشارکت حدود 44 درصدی 500 میلیون اروپایی از سرتاسر این قاره سبز همراه بود.  این دور از انتخابات در سال 2014 نیزبا مشارکت حدود 43 درصدی اروپاییان همراه بود که این به معنای کاهش میزان مشارکت در این انتخابات بود . با این حال زلزله اصلی در این انتخابات را نه مشارکت پایین مردم در این قاره ، بلکه به قدرت رسیدن احزاب ضد اروپایی در این انتخابات رقم زد . در بیشتر کشورهای عصو این اتحادیه ، احزابی که مخالف اتحادیه اروپایی بوده و به سیاست های ریاضت اقتصادی به شدت اعتراض داشتند ، قدرت را در پارلمان 750 نفره اروپا در دست گرفته اند . این احزاب که اکصرا راست گرا  افراطی نیز هستند، قوانین سهتگیرانه ای برای مهاجران در این قاره داشته و از هم ایننک اعلام کرده اند که به دنبال تغییرات بنیادین در این اتحادیه هستند. احزاب راست گرا و ضد اسراییلی این اتحادیه با این حال هنوز نتوانسته اند با یکدیگر ائتلاف داشته و رهبری و صدای واحدی در پارلمان داشته باشند و مشخص نیست چه کسی از این میان این اعضا به عنوان رییس انتخاب خواهد شد .

اهمیت انتخابات پارلمان اروپایی برای ایران غیراز قدرت گرفتن نمایندگان جدید در این اتحادیه و به گوش رسیدن صدای تغییر در این اتحادیه تمایلات ضد غربی و ضد آمریکایی احزاب راست گرا در این اتحادیه است . انتقاد اصلی احزاب راست گرا به اتحادیه اروپایی بیشتر به دلیل این بود که آنها اعتقاد داشتند این اتحادیه به مستمسکی دردست آمرکیا تبدیل شده تا بتواند نقشه ها وب رنامه های خودر ا در جهان به صورت کامل و بهتری به اجرا درآورد . زلزله سیاسی به وجود امده در اتحادیه اروپا میتوان به شدت بر روی نتایج مذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 و همچنین کشورهای آلمان، انگلستان و فرانسه تاثیر گذار باشد . تاکنون آنطور که طرف ایرانی بیان کرده ، حمایت ها و جانبداری های کاترین اشتون مسئول سیاست خارجه این اتحادیه از تیم آمریکایی باعث شده بود که آمریکا بتواند به راحتی هر بندی که می خواهد را در مذاکرات به توافق نهایی اضافه کند اما در صورت تغییرات قابل توجه در ترکیب هیات رییسه این اتحادیه و همچننی روی کار آمدن افراد ضد آمریکایی و ضد اسراییلی در این اتحادیه می تواند تغییرات زیادی را در نحوه برخورد این کشورها با ایران در مذاکرات هسته ای به وجود بیاورد . البته دولت اوباما نیز از این مسئله غافل نبوده و به همین دلیل بود که در همان روزی که انتخابات اتحادیه اروپایی برگزار شد ، یکی از مشاورین اوباما بیان کرد که آمریکا باید رهبری مذاکرات با ایران را بر عهده بگیرد . این حرف به صورت غیر مستقیم به معنای تلاش آمریکا برای کنار گذاشتن تدریجی اتحادیه اروپایی از مذاکرات هسته ای ایران بود . با اینحال باید دید ترکیب جدید این اتحادیه می تواند تاثیر زیادی بر روی نحوه انتخاب گزینه نهایی برای جانشینی اشتون داشته باشد ؟

انتخابات اوکراین و رای به اتحادیه اروپا

اگر اروپاییان به اتحادیه اروپایی رای ندادند، هفته گذشته اوکراین به خوبی نشان داد که هنوز هم حامی اتحادیه اروپا بوده و تلاش دارد ضمن مقاومت در برابر روسیه ، راه برای ارتباط بیشتر با آمریکا و اتحادیه اروپایی را بگشاید . در این انتخابات بر خلاف انتظارات قبلی سلطان شکلات اوکراین یعنی پترو پروشنکو توانست ملکه گاز این کشور یعنی یولیا تیموشنکو را کنار زده و با 55 درصد آراء به عنوان رییس جمهور انتخاب شود . این انتخابات با این وجود تنها با حضور 38 درصد از مردم اوکراین اجرایی شد و شبه جزیره کریمه که اکنون به روسیه الحاق شده و استانهای دونتسک و مناطق شرقی این کشور از برگزاری این انتخابات خودداری کردند . انتخابات ریاست جمهوری اوکراین در شرایطی برگزار شد که این کشور بیشتر از هر زمان دیگری در آستانه جنگ داخلی بین نیروهای ملی گرا و نیروهای حامی روسیه قرار دارد . بعد از انتبخاات وزمانی که اعلام شد پترو پروشنکو برنده اصلی در میدان انتخابات بوده است ، سهمگین ترین حملات نظامی به بخشهای شرقی اینکشور از سوی ارتش هدایت شد و باز هماین سوال را در ذهن ایجاد کرد که آیا صرف برگزاری انتخابات می تواند بجران این کشور را بر طرف کند ؟ پوتین ریس جمهور روسیه برای اینکه نشان دهد در امور داخلی اوکراین دخالت نمی کند ، درآستانه برگزاری این انتخابات نیروهای خود از مرزهای شرقی اوکراین را عقب کشید و اعلام کرد که مانع برگزاری انتخابات نمی شود اما هنوز هم مناقشات در مناطق شرقی ادامه دارد و تهدیدهای رییس جمهور جدید هم نتوانسته اوضاع را به نفع دولت در کی یف تغییر دهد .

اوکراین با انتخاباتی که حداقل مشارکت را داشت ، اعلام کرد که برای پیوستن به اتحادیه اروپایی باز هم دچار مشکلاتی است اما در شرایطی که در کل اروپا مردم به این اتحادیه رای منفی داده و حزب های ضد اتحادیه را برنده انتخابات کردند، این انتخابات خود نشان دهنده این است که اوکراین ظاهرا هنوز هم نمیداند باپیوستن به اتحادیه ورشکست شده اروپایی قرار است چه سرنوشتی برای خود بسازد . اتحادیه اروپا این روزها بیشتر از هر زمان دیگری با مسئله بحران اقتصادی سر در گریبان است و در شرایطی که یونان و سایر کشورهای ضعیف تر از لحاظ اقتصادی به دنبال بیرون آمدن از این اتحادیه و یا ایجاد تغییرات در قوانین اقتصادی این اتحادیه هستند ، اوکراین با توجه به وعده های آمریکایی و سران فعلی اتحادیه اروپا هنوز هم در رویای پیوستن به این اتحادیه برای از بین بردن مشکلات اقتصادی خود به سر میبرد .  

انتخابات مصر ؛ عقبگرد به سمت دیکتاتوری

انتخابات ریاست جمهوری مصر در هفته گذشته نشان داد که هر انتخاباتی به معنای وجود داشتن آزادی و دموکراسی در کشورها نیست و هیچ انتخاباتی به خودی خود کشورها را به سمت دمورکاسی بیشتر پیش نمی برد . ملتی که در برابر حکومت حسنی مبارک قیام کرده بود و دومین قیام پیروز در حوزه کشورهای مسلمان قاره آفریقا رقم زده بود ، به سرعت روند معکوس به سمت دیکتاتوری را طی کرد و بعد از گذشت تنها 3 سال از زمانی که پیروزی خود را در سقوط حکومت حسنی مبارک جشن می گرفت ، به هم پیمان اصلی او رای داد !

انتخابات مصر نیز با مشارکت پایین مردم همراه بود اما اخبار ضد و نقیض مطرح شده در این زمینه نشان داد که دولت به دنبال فضا سازی و افزایش میزان مشارکت در آمارهای منتشره است . در ابتدای مرحله شمارش آراء رسانه ها اعلام کردند که با توجه به اینکه اخوان المسلمین اعلام کرده بود که حامیانش انتخابات را تحریم می کنند ، میزان مشارکت در این انتخابات بین 19 تا 28 درصد است اما پس از مدتی این آمار به 37 درصد رسید و بعد از مدتی هم با وجود اینکه دولت سعی داشت میزان مشارکت را تا مرز 46 درصد برساند ، رسانه ها اعلام کردند که به احتمال زیاد همان 37 درصد درست است .

در این انتخابات با مشارکت پایین ،السیسی ژنرالی که تا چند روز پیش فرماندهی نیروهای نظامی مصر را بر عهده داشت ، توانست 93 درصد آراء را از آن خود کرده و اعلام پیروزی کند اما آنطور که رسانه ها بیان کردند ، در واقع این مشارکت پایین نشان داد که السیسی در نهایت فضای سیاسی و افکار عمومی مصر  را به گروه اخوان المسلمین باخته است . در اولین دوره از انتخابات ریاست جمهوری مصر که محمد مرسی به عنوان رییس جمهور مصر انتخاب شد ، میزان مشارکت مردم 51 درصد بود اما با وجود اینکه بسیاری از حامیان و اعضای گروه اخوان المسلمین پس ازکودتای ارتش در زندان به سر برده و یا با حبس های طولانی در دادگاهها مواجه شده اند ، اما برای انتخابات به خوبی توانستند نیروهای خود را از صحنه شرکت در انتخابات کنار کشیده و انتخاباتی را که می توانست بسیار پر شور برگزار شود ، به میدان صندوقهای خالی تبدیل کردند .

سوریه، انتخابات شور و امید

مردم سوریه در روز 13 خرداد به پای صندوقهای رای می روند تا پس از دو سال جنگ داخلی و چنبره زدن نیروهای تروریستی در خاکشان ، اعلام کنند که باز هم این تکیه بر مردم و نیروهای داخلی است که می تواند کشور ها را ازشر تروریست ها و دشمنان خارجی نجات دهد . سوریه طی 3 سال گذشته آماج حملات گروههای تروریستی بود که با منابع مالی کشورهای عربی و غربی و با حمایت استرتژیک کشورهای غربی به میدان جنگ رفته و وحشی ترین جنایت ها را از خود نشان دادند . بحران سوریه از اعتراض به حکومت بشار اسد آغاز شد اما این اعتراضها بعد از مدتی دیگر داخلی نبود و صحنه جنگ به نبرد نیروهای سوری و تروریست ها تبدیل شد. حالا سوریه پس از 3 سال قرار است انتخاباتی را برگزار کند که می تواند در صورت موفقیت تاثیر بسزایی در روند حل بحران این کشور داشته باشد .

منتشر شده در: هفته نامه خط خبر