اوباما این روزها با مشکلات زیادی در عرصه سیاست خارجی آمریکا مواجه است . نقشه ها و برنامه ریزی های او  و همکاران لیبرالش در وزارت امور خارجه ایالات متحده تاکنون هیچ کدام مسیر درست خود را نپیموده اند . گرچه به نظر می رسید شخص اوباما و حضورش در کاخ سفید آنهم با توجه به شعار «تغییر» او به شگفتی بزرگ جهان در قرن حاضر تبدیل شود اما این رییس جمهور ایالات متحده بود که در طول دوران ریاست جمهوری خود با شگفتی «تغییرات» در جهان رو به رو شد. از زمان روی کار آمدن دولت دموکراتها در آمریکا جغرافیای سیاسی جهان دچار تغییرات زیادی شده است . در ابتدای کار اوباما تصور می کرد با حضور در مصر و سخنرانی در پایتخت این کشور بزرگ اسلامی و کسب جایزه صلح نوبل بتواند تغییراتی مهم در عرصه روابط خارجی خود با کشورهای مسلمان ایجاد کند اما ماجرای بیداری اسلامی و یا به قول غربیها ، بهار عربی در نهایت نتوانست خاورمیانه و شمال آفریقا را به نفع منافع سیاست خارجی اوباما تغییر دهد . بعد از آن این گفت و گوهای سازش بین فلسطین و رژیم صهیونیستی بود که به تیتر اول اخبار مربوط به سیاست خارجی این کشور تبدیل شد و با وجود اینکه اوباما اعلام کرده بود تکلیف این مسئله را تا پایان دور اول ریاست جمهوری اش قطعا مشخص خواهد کرد ، این ماجرا نیز به یکی از ناکامیهای اصلی دولت او تبدیل شد و هنوز هم این ماجرا با ابعاد پیچیده خود ادامه دارد. اوباما هنوز سرگرم بهار عربی و مذاکرات سازش بود که به یکباره با مسئله ای به نام هجوم تروریست ها به سوریه مواجه شد .جنگ داخلی سوریه ، کشیده آن به مناطقی از عراق، عدم توانایی دولت آمریکا در زیر سلطه گرفتن عراق و افغانستان و عدم همراهی بزرگترین متحد او در منطقه یعنی عربستان ، با سیاستهای جدیدش مشکلات زیادی را برای او در منطقه به وجود آورد . تمام این مشکلات به اندازه کافی برای اوباما کافی نبود چرا که او با اتحاذ سیاستهایی که بیشتر از طرف لابی های صهیونیستی به او و دولتش تحمیل می شد به یکباره در شیپور جنگ علیه سوریه دمید و این بار با کارشکنی هایی که متحدان قدیمی اش از جمله انگلستان انجام دادند ، به یکباره خود را در عرصه سیاست حارجی تنها و وامانده دید .

تنها برگ برنده اوباما در سیاست خارجی

این روزها که صحبت از گفت وگو و مذاکره با آمریکا و امیتاز دادن و امتیاز گرفتن در بحث هسته ای بسیار فراوان است بهتر است اوضاع و شرایط سیاسی و اقتصادی آمریکا و ناکامی های اوباما در عرصه سیاست خارجی اش بیشتر مورد توجه و بررسی قرار گیرد چرا که با بررسی این ناکامی ها مشخص می شود که تا چه حد اوباما نیازمند موفقیت آنهم حداقل در یکی از موضوعات سیاست خارجی اش است تا بتواند عملکرد مناسبی از خود به جای بگذارد و تا چه حد می توان از این ناکامیها در راستای منافع ملی کشورمان بهره برد . این مسئله در بحث مذاکرات هسته ای به شدت باید مورد توجه قرار گیرد . رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات خود در ابتدای سال جاری در حرم مطهر رضوی به این مسئله اشاره کردند و با اشاره به اینکه آمریکا بیش از هر زمان دیگری محتاج گفت و گو و مذاکره با ایران است تاکید کردند که « واقعیّات جامعه‌ی جهانی بر طبق خواسته‌ها و نیّات آمریکا به پیش نمیرود. آنچه استکبار جهانی و دشمنان عنود ملّت ایران خواسته‌اند تحقّق پیدا کند، در عرصه‌ی گسترده‌ی جهانی تحقّق پیدا نکرده و ان‌شاءالله تحقّق هم پیدا نخواهد کرد. آمریکا در فلسطین ناکام مانده است. در سوریه به نتیجه نرسید، در عراق به نتیجه نرسید، در افغانستان و در پاکستان مقاصدی که داشت تحقّق پیدا نکرد، اخیراً در اروپا هم ملاحظه میکنید و میشنوید که نقشه‌های آمریکا نقش بر آب شده است.»

اما آمریکا دقیقا چه توقعی از پیشرفت برنامه هایش در دنیا داشت و این روزها چگونه به سمت شکست واقعی در سیاست خارجی اش می رود ؟

– فلسطین و مذاکرات سازش

مسئله فلسطین و مذاکرات سازش از مهمترین برنامه های اوباما برای اعلام موفقیت نهایی در عرصه سیاست خارجی اش بود. او سعی داشت در همان دوره اول ریاست جمهوری اش به نوعی به ماجرای چندین و چند ساله فلسطین و اسراییل پایان دهد اما پیچیدگی ابعاد این موضوع و تاکید گروههای مقاومت بر نادرست و غیر مشروع بودن مذاکرات سازش کار را به دومین دوره ریاست جمهوری اوباما کشاند . از زمان انتخاب شدن جان کری به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا آنطور که سی ان ان بیان کرده است ، تقریبا هر دو هفته یکبار او به سرزمینهای اشغالی سفر داشته و یا در سفرهای خارجی دیگر خود با مسئولان رژیم صهیونیستی راجع به مذاکرات گفت و گو داشته است . زمانی که دور دوم مذاکرات انجام می شد ، جان کری عملا دفتر کار خود را به سرزمینهای اشغالی برده بود و تقریبا هر سه روز یکبار با هواپیمای اختصاصی خود در فرودگاه بن گوریون تل آویو فرود می آمد تا درباره پیشرفت مذاکرات با نتانیاهو و یا سایر وزرای کابینه او دیدار و گفت و گو داشته باشد . با این حال نتیجه تمام این رفت و آمدها تا کنون فشار بیشتر و بیشتر بر فلسطینیان برای پذیرش شروط رژیم صهیونیستی جهت برقراری صلح بوده است . جان کری نمی تواند فشاری بر متحد آمریکا در این خصوص وارد کند . برخی گفت و گوهای محرمانه او نیز به یکباره سر از رسانه ها در می آورد و باعث می شود او بارها و بارها محبور به عذرخواهی از سران رژیم صهیوینستی و یا اصلاح صحبت هایش شود . او حتی در این مورد نمی تواند عصبانی شود چرا که این عصبانیت به ضررش تمام می شود . با این حال این فشارها برای پذیرفته شدن اسراییل به عنوان کشور یهودی نتوانسته فلسطینیان را وادار به پذیرش شروط نتانیاهو کند و به همین دلیل به نظر نمی رسد به این زودیها شاهد پیشرفتی در این این زمینه باشیم . نتانیاهو با این کار خود را در معرض انتقادهای ویژه متحدانش در اروپا نیز قرار داده است اما به نظر می رسد همانطور که رسانه های غربی بیان کرده اند جان کری دیگر روی این مسئله به صورت پرونده ویژه برای پیروزی در عرصه سیاست خارجی فکر نکند و اوباما نیز تمرکز خود را بر روی مسایل دیگری قرار داده و سعی دارد به هر ترتیب توجه و عنایت ویژه لابی آیپک به خود و دولتش را از دست ندهد .

– سوریه ، باتلاق تروریستها

پرونده سوریه یکی دیگر از شکست های ویژه اوباما در مساله سیاست خارجی است ؛ پرونده ای که او را به پایین ترین درجه محبوبیت در کشورش رساند وباعث شد او در جامعه بین الملل به شدت تحقیر شود . اوباما که احساس می کرد با مطرح کردن خطوط قرمز در این زمینه و همچنین پروپاگاندای رسانه ای بتواند کشورهای دیگر و ناتو را وادار به مداخله نظامی در سوریه کند و یکبار برای همیشه سوریه را از محور مقاومت در منطقه حذف کند ، هم اینک در باتلاقی گرفتار آمده که خود نیز نمی داند برای بیرون آمدن از آن چه باید بکند . در وهله اول ایالات متحده قصد داشت جنگی تمام عیار در سوریه به راه بیندازد اما همکاری ویژه تهران – مسکو و تدبیر ویژه رهبران منطقه ، اوباما را در گوشه رینگ تنها قرار داد . دیگر نه انگلستان و نه ناتو نه هیچ متحد دیگری حاضر به پذیرش جنگ در منطقه خاورمیانه نبود . اوباما نه تنها در پروژه جنگ طلبی اش تنها ماند ، بلکه با تحقیر و گوشه کنایه های بین المللی نیز در این زمینه رو به رو شد . او که برنده حایزه صلح نوبل بود در معرض کمپین هایی قرار می گرفت که از او می خواستند جایزه خود را به هیات ویژه در اسلو پس بدهد و از اعضای بناید نوبل نیز خواسته می شد برای اولین بار در طول برگزاری این مراسم ، از یکی از برندگان خود بخواهد که جایزه اش را به این بنیاد پس بدهد !

اوباما بعد از آن تصمیم گرفت دیگر به صورت مستقیم در این مساله مداخله ای نداشته باشد اما برگزاری کنفرانسهای مختلف در این زمینه نیز نتوانست اهداف او را در منطقه به پیش ببرد و به ناچار مجبور شد با عده ای از تروریست ها همکاری خود را به پیش ببرد که تا پیش از این در افغانستان و پاکستان و یمن با هواپیماهای بدون سرنشین خود به دنبال کشتن آنها بود . او هم اینک در سیاستهای دوگانه خود در منطقه گیرافتاده است . از یکسو همراهی و اتحاد قدیمی خود با عربستان و کشورهای عرب منطقه و ترکیه را از دست داده و نمی‌خواهد مستقیم وارد جنگ شود و از سوی دیگر باید بپذیرد تروریستهای بین المللی به سمت این کشور هجوم می برند و با پول مالیات آمریکاییها و با سلاحهای آنها وارد جنگی می شوند که می تواند هر دقیقه به بیرون از مرزهای سوریه و سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز تسری پیدا کند .

– اوکراین و روسیه؛ سر درد بزرگ

 بسیاری از آموزه های سیاسی و راهکارهای تضمین شده قبلی در دوران ریاست جمهوری اوباما نادرست از آب درآمده و نتایج رابه ضرر او رقم زدند .اوکراین تا به حال به انقلابهای رنگی روی خوش نشان داده بود اما این باردیگر طاقت نیاورد و به تجزیه رای داد . ماجرای اوکراین نشان داد که آمریکا همیشه هم نمی تواند به عنوان ابر قدرت جهانی به کشورهای دیگر زور بگوید . چندی پیش تد کروز ، یکی از نمایندگان کنگره که از بانیان اصلی طرح نمایندگان برای ممانعت از ورود نماینده ایران به سازمان ملل بود در یادداشتی بعد از تصویب شدن این طرح به توقعات آمریکا از سازمان ملل اشاره کرد و نوشت : حال این سوال مطرح می شود که سازمان ملل باید چه واکنشی در این زمینه داشته باشد . ما می گوییم هیچ ! این سازمان همیشه به دنبال دریافت منابع مالی بیشتر از آمریکا است اما در عمل هیچ کاری برای منافع و برنامه های آمریکا در جهان انجام نمی دهد . مسئله اوکراین و همچنین سوریه و مخالفت این سازمان با به کار بردن گزینه جنگ در سوریه و تسلیم شدن در برابر رای مردم کریمه به الحاق به روسیه نشان داد این سازمان هیچ کارآیی برای آمریکا ندارد و بنابراین نباید واکنشی هم به مسئله نماینده ایران داشته باشد .

تد کروز نماینده جمهوری خواه کنگره از روی عصبانیت این طرح را به کنگره برد و با رای نمایندگان اوباما را نیز وادار کرد که با آن موافقت کند ، اما از روی عصبانیت نیز یادداشتی در رسانه ها منتشر کرد که به صراحت از توقعات آمریکا از سازمان ملل در خصوص مسئله اوکراین و سوریه پرده بر میداشت و ناکامی های آمریکا در این دو پرونده را به نمایش می گذاشت .

منتشر شده در: هفته نامه خط خبر