با روی کار آمدن ملک سلمان و بعدازآن تبدیل‌شدن پسرش به ولیعهد این کشور، اوضاع عربستان به‌شدت دستخوش تغییر و تحولات گسترده شد. از همان ابتدای روی کار آمدن ملک سلمان، پسرش محمد بن سلمان تقریباً کنترل همه امور در عربستان را در دست گرفته و به کارآموزی برای تبدیل‌شدن به پادشاه این کشور می‌پردازد. در این دوران اما اتفاقاتی در این کشور و فضای سیاسی و اقتصادی‌اش رخ‌داده که برای نظامی باثبات و کم‌تحرکی نظام خاندان سعودی اتفاقی عجیب است.

محمد بن سلمان یک‌شبه تبدیل به ولیعهد پیشرو در ایجاد اصلاحات اساسی در فرهنگ و سیاست این کشور تبدیل‌شده و این میزان تغییر و تحولات شاید از توان و حوصله طبقه شاهزادگان خارج باشد. به همین دلیل هم هر از چندگاهی اتفاقاتی در این کشور رخ می‌دهد که باعث می‌شود مردم در سراسر جهان با حیرت به آن نگاه کنند.

اتفاقی که شب گذشته در ریاض افتاد، از آن نوع اتفاقاتی بود که اگر در هر کشور دیگری می‌افتاد شایعه کودتا در مورد آن مطرح نمی‌شد. این اتفاق که رسانه‌های رسمی عربستان درنهایت آن را ورود ساده پهپادی تفریحی به محوطه کاخ ملک سلمان عنوان کردند و در کمال تعجب بیرون راندن آن از این فضا با سه ساعت تیراندازی همراه شد، اما به اتفاقی عجیب برای این کشور تبدیل شد. رسانه‌های رسمی بنا به اقتضای کارشان از همان ابتدای انتشار خبر در سردرگمی به سر می‌بردند و درنهایت به انتشار همان اخبار رسمی کفایت کردند اما اکانت‌های توئیتر و منابع غیررسمی به‌شدت به خبرسازی و انتقال اخبار غیررسمی و در برخی موارد اخبار عجیب‌وغریب پرداختند. مروری بر این اخبار غیررسمی که در سایت توئیتر دست‌به‌دست می‌چرخید، نشان داد نمی‌توان به همین سادگی از مسئله ترس برخی رسانه‌ها و کشورهای خاص از وقوع کودتای احتمالی در عربستان گذشت.

در زیر به چند مورد از دلایل اینکه خبر وقوع کودتا در عربستان برای مردم دنیا بسیار باورپذیر است پرداخته‌شده است:

1- درهرصورت نظام سیاسی موجود در عربستان سعودی آبستن وقوع کودتا است و این حقیقتی است که همیشه در انتظار حکومت‌های پادشاهی آن‌هم از نوع عربی‌اش است. عربستان انتخابات ندارد، مسئولین همان شاهزادگانی هستند که بدون رضایت مردم در مناصب مهم اقتصادی و سیاسی و نظامی منصوب می‌شوند. اگر روزی قرار باشد تغییر و تحولی نوین در کشوری با ساختار سیاسی عربستان صورت گیرد، محتمل‌ترین گزینه کودتا از جانب نظامیان خواهد بود.

2- زمانی که نظام سیاسی بر پایه شاه و شاهزادگی باشد، تغییر این نظام نیز به دست این قشر صورت خواهد پذیرفت. با روی کار آمدن محمد بن سلمان و دستگیری و بازداشت تعداد زیادی از شاهزادگان سعودی به بهانه مبارزه با مفاسد اقتصادی، تنها راه باقی‌مانده برای شاهزادگانی که از این وضعیت رنج می‌برند، کودتا و یا اقدامی شبیه به کودتا است.

3- کشورهایی که درگیر در جنگ خارجی شکست‌خورده می‌شوند معمولاً از درون به‌شدت تحت‌فشار افکار عمومی و یا فضاسازی‌های رسانه‌ای می‌شوند. شاید عربستان به دلیل فضای سیاسی بسته و به‌شدت امنیتی‌اش نتواند شاهد چندصدایی باشد اما هزینه‌های جنگ آن‌هم جنگی مانند ویتنام و باتلاقی به اسم یمن، دولت‌های آمریکایی را نیز با فشارهای شدید مواجه ساخت و اینکه این جنگ و تبعات اقتصادی آن عربستان را به سمت تغییر و تحولی اجباری رخ دهد چندان هم دور از انتظار نیست.

4- اصلاحات به هر طریق ممکن. در عربستان سعودی نه‌تنها ساختار سیاسی، ساختاری قدیمی و غیر متمایل به اصلاحات است، بلکه می‌توان به‌جرئت بیان کرد فضای فرهنگی و مذهبی این کشور نیز طاقت این تغییرات یک‌شبه و ناگهانی را ندارد. تغییر در ساختارهای سیاسی و اقتصادی شاید به‌مرورزمان و به‌صورت دستوری قابلیت تغییر داشته باشد اما نمی‌توان فرهنگ مردم را یک‌شبه تغییر داد و یا با فتواهای جدید مفتیان حکومتی، سبک زندگی مردم را تغییر داد. شاید در وهله اول این تغییرات – آن‌هم به سبک غربی آن و متمایل ساختن سبک زندگی به سمت سبک زندگی غربی – برای قشر جوان و تحصیل‌کرده عربستان جالب باشد اما مطمئناً با واکنش‌هایی از سوی محافظه‌کاران و نسل‌های قدیمی این کشور روبه‌رو می‌شود. چندی پیش فیلمی در فضای اینترنت منتشر شد که نشان می‌داد یکی از ائمه جماعات مسجدی در عربستان را به دلیل اینکه از اصلاحات محمد بن سلمان انتقاد کرده و آن را با دستورات دینی در تناقض می‌دانست، به پایین کشیده و با ضرب و شتم به مکانی دیگر بردند. همین فیلم و اتفاقات مشابه نشان می‌دهد مطمئناً مقاومت‌هایی در درون این سیستم در برابر فرهنگ‌سازی دستوری صورت خواهد گرفت.

5- وابستگی شدید به آمریکا خود عامل مهمی برای صورت گرفتن کودتا در این کشوراست. شاید در وهله اول این مسئله درست به نظر نرسد. افکار عمومی معمولاً بر این باور است که وابستگی سران یک شکور به آمریکا و متحدشدنشان با روسای جمهور این کشور می‌تواند باعث دوام حکومت آن‌ها شود اما تجربه نشان داده است که اتفاقاً همین وابستگی و اعتماد به آمریکا مهم‌ترین مسئله در ناآگاهی از وقوع یک کودتا و یا انقلاب در یک کشوراست. اعتماد به آمریکا بسیاری از سران منطقه را به نابودی کشانده است. از محمد مصدق و محمدرضا شاه پهلوی در ایران گرفته تا قذافی در لیبی و جدیدترین مورد آن، محمد مرسی در مصر همه نشان داده است که آمریکا چندان هم شریک و متحد خوبی نیست!

6- شاید باید به جنبه مثبت وقوع یک کودتای ناکام در برخی کشورها نیز اشاره کرد. وقوع ناآرامی‌های سیاسی و یا حتی یک کودتای محدود و شکست‌خورده می‌تواند فرصتی را در دست طبقه حاکم قرار دهد که به تصفیه سیاسی دست‌زده و سران اپوزیسیون را به بهانه وقوع کودتا محاکمه سازند. این نوع کودتا، در شرایط فعلی عربستان به نظر می‌رسد چندان هم برای محمد بن سلمان که به دنبال محکم کردن جایگاه خود به‌عنوان پادشاه بعدی این کشور است بد نباشد.

7- آخرین دلیل را می‌توان در افکار عمومی مردم منطقه و جهان جستجو کرد. شب گذشته، بسیاری از مردم مشتاقانه نگاهشان را به اکانت‌های معارضان سعودی در توئیتر دوخته بودند که ببینند آیا در نهایت کودتایی در کار بوده یا نه. عربستان هم اینک تاثیرگذاری منفی زیادی در منطقه دارد. از مسئله قدس و همراهی‌اش با رژیم صهونیستی گرفته تا جنگ یمن و سوریه و دخالت‌های آشکار و نهانش در امور سیاسی عراق، لبنان، قطر و دیگر کشورهای عرب منطقه، همه نشان می‌دهد افکار عمومی بر این باور است در نهایت «خبری در راه است» و این همه جنگ و خون‌ریزی و حمایت از غرب در برابر جهان اسلام باید تاوانی سخت به همراه داشته باشد.