هفته گذشته ، هفته دردناکی برای مردم اوکراین بود . طی چند ماه گذشته دیگر خطری ملی نیست که اوکراین با آن رو به رو نشده باشد . این کشور که چندین انقلاب مخملین و رنگی را تجربه کرده و تجزیه را نیز به تجربیات قبلی اش افزوده بود ، این بار در حال استقبال از جنگ داخلی است .  هفته گذشته اما حادثه ای دردناک در منطقه شرقی اوکرانی به وقوع پیوست که بیش از هر زمان دیگری توجه رسانه ها را به حوادث خونین این کشور جلب کرد . از زمان شروع شدن درگیریها و بحران اوکراین در برابر دولت یانوکوییچ این کشوری حادثه ای به این تلخی را تجربه نکرده بود . با جدا شدن کریمه از اوکراین ، در بخشهای شرقی این کشور، شهر به شهر مردم خواستار برگزاری رفراندوم برای فدرالی شدن و جدایی از اوکراین هستند اما این بار دولت جدید اوکراین به راحتی حاضر به گذشت از مناطق شرقی اش نیست . تجربه شکست سنگین از مردم کریمه و پوتین ، دولت اوکراین را وادار به در پیش گرفتم سیاست مشت آهنین کرده است . با این حال این سیاست به بدترین شیوه خود در شهرهایی نظیر اودسا اجرا شد و به تراژدی تلخی برای مخالفان دولت مرکزی تبدیل شد .

در جریان درگیری و اجتماع مخالفان و موافقان دولت اوکراین ، ملی گرایان مخالفان را که در داخل ساختمان خانه کارگر این شهر مشغول فعالیت بودند ، زنده زنده در آتش سوازندند . مخالفین دولت کی یف که سعی داشتند از حمله ی ناسیونالیست ها خود را مخفی کنند، به داخل این ساختمان پناه برده بودند اما ملی گرایان و همراهان دولت جدید ، بطری های حاوی مواد منفجره به سمت ساختمان پرتاب کردند و آتش سوزی شد. افراطیون به مردم اجازه خروج ندادند و به سمت پنجره ها و پله ها شلیک کردند. بر طبق خبرهای رسمی 46 نفر کشته شده و بیش از 200 نفر زخمی شدند .

تصاویری که از این حادثه دلخراش منتشر شد به سرعت در رسانه های روسی و سایر رسانه های منطقه منتشر شد اما دولت اوکراین اجازه نداد این تصاویر به رسانه های غربی راه پیدا کند و البته این رسانه ها هم که می دانستند این جنایت بزرگ چهره دولت تازه کار اوکراین را به شدت ضعیف کرده و زمینه اعتراضات بعدی در این کشور را فراهم می کند ، از انتشار این تصاویر خودداری کردند . مردم اودسا در حالی کشته های خود را به خاک سپردند که روز سه شنبه لیستی از 37 کشته آماده شد که شامل  کسانی بودنده اجسادشان دیرتر پیدا شده بود. در بین آنها 24 نفر از سوختگی و مسمومیت گاز جان خود را از دست داده بودند ، 8 قربانی بر اثر سقوط از ارتفاع به خاطر فرار از آتش و بقیه نیز به ضرب گلوله کشته شده بودند.

آنطور که صدای روسیه گزارش داده است، علاوه بر این رسانه های محلی با استناد به کارکنان ناشناس سازمان های اجرای قانون و پزشکی قانونی اطلاع دادند که قربانیان در خانه ی کارگر بسیار بیشتر بوده اند و به 116 نفر می رسند. اما اکثر اجساد در ساختمان سوخته باقی ماند ه است . این ساختمان هم اینک توسط پلیس پلمب شده و اجازه تحقیق بیشتردر این زمینه داده نشده است .

این تنها نیمی از مشکلات ساکنان این منطقه است . در حالیکه انتظار می رود به زودی جنگ داخلی در مناطق شرقی اوکراین آغزا شود ، نیروهای ارتش راههای مطمئن و بی خطر برای خروج مردم از شهر را آماده نکرده و این شهر هم اینک با مشکلی نظیر کمبود آب و غذا ودارو مواجه شده است . از دیگر سو کشورهای غربی بدون نگاه به این تراژدی انسانی به دنبال برگزاری نشستی در ژنو برای این موضوع و فشار اوردن بر دولت این کشور برای برگزاری انتخابات و همچنین فشار بر روسیه با ترفند تحریم هستند .

اوکراین و سوریه ؛ وقتی استانداردهای حقوق بشر سر گیجه می گیرد!

نگاهی به حادثه اودسا و کشته شدن نزدیک به 50 نفر در این حادثه آتش سوزی عمدی معیار خوبی برای بررسی استانداردهای دو گانه غربی برای بررسی وضعیت حقوق بشر است . اگر همین اتفاق در سوریه و توسط ارتش این کشور و نیروهای تحت حاکمیت بشار اسد افتاده بود ، رسانه های غربی به سرعت وارد میدان شده و چنان تراژدی سهمگینی از این ماجرا می ساختند که تا چند هفته همچنان پژواک آن در سایر نقاط جهان شنیده شود . با این حال اوکراین به شدت با سوریه متفاوت است ؛ این کشور بعد از سوریه به جبهه دوم تقابل آمریکا و روسیه تبدیل شده و باید دید استانداردهای دو گانه غرب برای مسایل حقوق بشر در نهایت تا چه حد به آشفتگی بیشتر اوکراین کمک می کند.

دو انتخابات و یک سوال

مردم اوکراین در نقاط مختلف این کشور هر کدام از منظر سیاسی خود در انتظار برگزاری انتخابات هستند . انتخابات سراسری اوکراین توسط دولت موقت برای تشکیل دولت جدید این کشور برگزار می شود و قرار است مناطق شرقی نیز هر کدام برای جدایی از حکومت مرکزی از مردم رای گیری کرده و همه پرسی برگزار کنند . روسیه و آمریکا هر کدام به نوبه خود به دنبال دیدن نتایج دموکراسی و انتخابات به روش زوری در اوکراین هستند . آمریکا و کشورهای اروپایی روسیه را تهدید کرده اند که نباید در فرآیند برگزاری انتخابات برای تشگیل دولت جدید خللی وارد کند و از سوی دیگر خود اعلام کرده اند که برگزاری هر گونه رفراندوم در مناطق شرقی را به رسمیت نمی شناسند . وضعیت سیاست داخلی در کی یف به گونه ای است که انتظار نمی رود دولت موقت توان برگزاری انتخاباتی بدون خشونت و درگیری را در کل کشور داشته باشد . پوتین نیز برای اینکه فجایعی مانندحادثه اودسا دیگر در مناطق شرقی تکرار نشود ، مردم این مناطق را به آرامش دعوت کرده و از انان خواسته است که در زمان فعلی به دنبال برگزاری رفراندوم نباشند. با این حال باز هم نمی توان به صورت صد در صد اطمینان داشت که جلوگیری از برگزاری رفراندوم در مناطق شرقی بتواندجلوی ملی گرایان را گرفته و تضمینی برای کاهش خشونت ها در منطقه باشد .

پوتین اعلام کرده است که دستور داده نیروهای نظامی روسیه از نزدیکی مرزهای اوکراین خارج شوند و این از نظر غرب نشانه ای بر این مسئله است که روسیه در نهایت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و تعیین دولت در اوکراین را پذیرفته است اما رییس جمهور روسیه اعلام کرده است که حضور این نیروها نه به دلیل حمله نظامی بلکه به دلیل نگرانی از عواقب خشونت ها بوده و تمام این نقشه ها و برنامه ها از سوی دولت های غربی و آمریکا در اوکراین هدایت می شود.

برخی از رسانه های دیگر نیز معتقدند حوادث اوکراین در نهایت نه به جنگ داخلی بلکه به جنگ جهانی سوم ختم می شود . روزنامه واشنگتن پست در گزارشی که هفته پیش منتشر کرد ، پیش بینی کرده بود که حضور نیروهای نظامی روسیه در نزدیکی مرزهای اوکراین به معنای در گرفتن جنگ میان روسیه و اوکراین خواهد بود و در این میان اگر جنگی نظامی صورت بگیرد سایر کشورهای اروپایی و امریکا نیز بیکار ننشسته و وارد میدان جنگ خواهند شد . به این سبب می توان کاملا انتظار داشت که جنگ جهانی سوم به سادگی هر چه تمامتر قابل پیش بینی و در دسترس است !

جنگ جهانی سوم با کدام شلیک آغاز می شود ؟

در مقابل عده ای هم قرار دارند که معتقدند ابر قدرتهای اتمی هیچ گاه وارد جنگ با یکدیگر نمی شوند. بر همین اساس مجله کوارتز در تحلیل خود از این وضعیت نوشته است : همیشه جنگهای جهانی از جایی آغاز شده اند که اصلا هیچ کس انتظارش را نداشته است . به طور مثال جنگ جهانی اول در برلین و سن پترزبورگ ، وین ، لندن ، پاریس و استانبول آغاز نشد . بلکه این جنگ در خیابانهای سارایوو آغاز شد . آنهم به این دلیل که یکی از صرب های ملی گرا به نام گاوریلو پریتسیپ در تاریخ 28 ژوئن سال 1914 شروع به تیراندازی کرد . چند سال قبل از آن نیز در 26 اکتبر سال 1909 سیاستمدار ژاپنی ایتو هیروبومی ، توسط یک ملی گرای کره ای به نام جانگ ژون بر روی ریل قطار ترور شد این حادثه به نقطه عطفی در تاریخ دنیا تبدیل شد چرا که هیتلر تصور می کرد در نهایت تمام شرق آسیا توسط ژاپن و یا کره اداره خواهد شد و به فکر افتاد جمعیت آلمانی تبار را نیز به درون حاکمیت خود بکشاند تا از شرقی ها زیاد هم عقب نمانده باشد !

در مورد اوکراین اما وضعیت به گونه دیگری است . تا قبل از 10 سال پیش که انقلاب نارنجی در اوکراین به پا شد ، هیچ کس در دنیای غرب نام کریمه را نشنیده بود . بعد از آن بحران کنونی است که نام کریمه را در رسانه ها مطرح کرده است . پیش از این در گزارش 50 صفحه ای مطالعات خطر پذیری در انجمن جهانی اقتصاد جهانی نام این کشور حتی یکبار هم نیامده است . بنابراین می توان این را به بحران مالی اروپا مرتبط دانست و بیان کرد که روح انتقام جوی اروپا به دنبال انتقام از روسیه است ؟

مسئله این است که چنین چیزی ممکن نیست . وضعیت اوکراین به شدت پیچیده است اما هیچ کس مایل نیست دنیا و وضعیت اقتصادی آن را یکبار دیگر با جنگ به بحران بکشاند . و اروپا در گیر چنین جنگی نمی شود . اروپا و همچنین روسیه مدتهاست که دیگر به پویایی قبل در حوزه های نظامی ، سیاسی و جغرافیای سیاسی خود بر نگشته است . در این معنا ما شاهد « پایان تاریخ اروپا» هستمی چرا که این منطقه به سطحی پست مدرنی رسیده است که دوران های قبلی امپراطوری و جنگ ها و ایدئولوژی ها را به پایان رسانده و از سر گذرانده است . دیگر نمی توان آن نمایش شور و و شوقی را که در سال 1914 به سراغ اروپاییان آمده بود تا اغاز گر جنگ باشند در روحیه مردم در سال 2014 مشاهده کرد . در آن زمان اروپا جوان بوداما حالا پیر شده است .

در موردآمریکا هم چنین است . بحران اوکراین نشان می دهد که مردم امرکیا هم دیگر توانایی شرکت در جنگی دیگر را ندارند . کاهش اعتماد به دولت در ایالات متحده این مسئله را بر همگان آشکار ساخته است که مردم آمرکیا می خواهند از مسایل جهانی فارغ شوند و به کار و اقتصاد خود برسند . در بررسی های اخیر سازمانهای اطلاعاتی نیز مشخص شده است که بخش بسیار بزرگی از مردم آمریکا هنوز هم از اثرات جنگ افغانستان و عراق و خستگی و بیماریهای ناشی از آن رنج می برند و می خواهند به جای دیدن منظره جنگ ، به گوشه دنج و خلوت خود رفته و باغ خود را کشت کنند .

منتشر شده در: هفته نامه خط خبر