اعتراضات معیشتی و اقتصادی مردم فرانسه که از حدود دو ماه پیش در این کشور و در شهرهای مختلف اروپایی آغاز شده، شاید در وهله کنونی با کندی و یا تعداد جمعیت کمتری به پیش رود اما درنهایت مسئله‌ای سرنوشت ساز در ادامه راه دولت ماکرون و همچنین انتخابات‌های بعدی فرانسه است. لذا به نظر می‌رسد بررسی ریشه‌های اصلی سایسی این اعترضات بدون تمرکز شدید بر روی نحوه اجرای این اعتراضات که این روزها به شدت در رسانه‌های مختلف بر روی آن تاکید می‌شود، بتواند نقشه راه برای دریافت و درک شرایط فعلی در این کشور و کنش‌های بعدی رسانه‌ای در این خصوص را تنظیم کند.

ریشه‌های جنبش جلیقه زردها

جنبش جلیقه زردها در فرانسه ریشه‌ای عمیق و طولانی دارد. نباید تنها به بیان این دلیل اکتفا کرد که مردم فرانسه به افزایش مالیات بر سوخت اعتراض داشته و به خیابان‌ها ریختند تا این مالیات را کاهش دهند. در طول 35 سال گذشته که دولت‌ها سعی کرده‌اند از سیاست‌های دولت رفاهی فاصله گرفته و بیشتر به سمت لیبرالیسم اقتصادی بروند، بیشتر از قبل با اعتراضات مردمی مواجه شده‌اند. دولت‌های رفاه تا پیش از شکل‌گیری سیاست‌های اقتصاد لیبرالی، بسیار بزرگ بوده و هزینه‌های عمومی در حدود 65 درصد نرخ تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌داد. این میزان هزینه عمومی معمولاً فشارهای اقتصادی و بودجه‌ای زیادی بر دولت‌ها در فرانسه به وجود می‌آورد. در طول 35 سال گذشته، تلاش اصلی دولت‌ها در این کشور، کم کردن از میزان هزینه‌ها و اضافه کردن بر درآمدهایشان بوده است و مهم‌ترین مسیر انتخاب‌شده برای رسیدن به این هدف نیز افزایش میزان مالیات‌ها بوده است. بااین‌حال تغییر سیاست‌ها به سمت اقتصاد لیبرال و همچنین مشکل مهاجران باعث افزایش بیکاری در فرانسه شد و نرخ بیکاری را به 8 تا 11 درصد رساند. تغییر در قانون کار، بالا بردن سن بازنشستگی و سیاست‌های ضد رفاهی دیگر همیشه در دولت‌های فرانسه پیگیری شده و همیشه نیز با اعتراضات و مقاومت‌های مردمی روبه‌رو می‌شده است.

اصلاحاتی که هیچ‌گاه به موفقیت نرسید

در سال 1995 ژاک شیراک سعی در ایجاد اصلاحات اقتصادی کرد و با مقاومت و اعتراضات گسترده مردمی روبه‌رو شد. فرانسه در آن سال تقریباً به مدت یک ماه درگیر تظاهرات بود و اقتصاد به‌شدت از این اعتراضات متأثر شد. سارکوزی و اولاند هم درنهایت مجبور به عقب‌نشینی از مواضع قبلی خود برای کاستن از میزان هزینه‌های عمومی شدند. مکرون تاکنون مقاومت زیادی از خود نشان داده است. او اصلاحات قانون کار و قوانین مرتبط با راه‌آهن را اجرایی کرد و در برابر مقاومت‌ها و اعتراضات ایستادگی کرد اما در نهایت وقتی کار به سوخت رسید که عده زیادی از مردم درگیر آن می‌شدند، کار به تظاهرات خیابانی کشید. او در ابتدا سعی داشت فقط تعویقی در اجرای قانون ایجاد کند و در وهله اول اجرای آن را به 6 ماه بعد موکول کرد اما با بیشتر شدن فشارها و اعتراضات این اصلاحات به صورت کلی متوقف شد.

تاریخچه اعتراضات در فرانسه و اعتراضات شبیه به جنبش جلیقه زردها
مردم فرانسه را یکی از معترض‌ترین مردم در کل دنیا می‌دانند. آن‌ها اگر از سیاستی ناراضی باشند، سریع اعتراض خود را به مسئولانشان گوشزد می‌کنند و در فرهنگشان این اعتراض به صورت تجمعات خیابانی شکل می‌گیرد. در طول تاریخ فرانسه اعتراضات زیادی برگزارشده و نگاهی به لیست بلند بالای این اعتراضات نشان می‌دهد که آن‌ها تنها واکنشی در برابر شرایط سیاسی نیز نبوده‌اند و شرایط اقتصادی مهم‌ترین دلیل برای اعتراض مردم فرانسه بوده است. به همین دلیل دیده می‌شود که اغلب تظاهرات‌ها و اعتصابات توسط اتحادیه‌های کارگری شکل‌گرفته و هدایت می‌شود. در زیر نگاهی به فهرست مهم‌ترین جنبش‌های اعتراضی و دلایل آن از زمان بعدازآنقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 پرداخته‌شده است:

سالنام جنبشدلایل و نتایج
1830انقلاب ژوئیهمنجر به کناره‌گیری چارلز دهم شد و از آن به عنوان جایگزینی حاکمیت مردمی به‌جای حق سلطنت ارثی یاد می‌شود.
15 می 1848تظاهرات فرانسویان در خیابان‌های پاریس که هدف آن تغییر نتیجه انتخابات جمهوری دوم برای مجلس مؤسسان بود.
1871کُمون پاریسشورش شهری همه انقلابیون، از هر مرام و عقیده‌ای پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس منجر به ایجاد دولت سوسیالیستی انقلابی‌ای شد که مدت‌زمان کمی توانست بر پاریس حکومت کند. علت اصلی این شورش، گرسنگی و فقر مردم پاریس به علت جنگ بود.
دولتی انقلابی و رادیکال قدرت را در دست گرفت و از 18 مارس تا 28 می 1871 بر پاریس حکومت کرد.
1926یکشنبه خونیندرگیری‌های سیاسی که در کلمار، آلزایس فرانسه رخ داد.
1947اعتصابات 1947مجموعه‌ای از اعتصابات که از آن به عنوان اعتصابات انقلابی یاد می‌شود.
می 1968شورش‌های می 68رویدادهای ماه می سال 1968 یک سری از وقایع بود که به ناآرامی‌های مدنی، اعتصاب، شورش، و همچنین اعتصاب گسترده دانشجویان و کارگران در سراسر فرانسه ختم شد.
1981رودئو (شورش)یک سری وقایع شامل دزدیدن ماشین‌ها، راندن آن‌ها در محل‌های تنگ و کوچه‌ها و درنهایت آتش زدن آن‌ها ختم شد.
2005شورش‌های فرانسوییک سری شورش که در حومه پاریس و شهرهای فرانسه رخ داد ومعترضان دست به آتش زدن اتومبیل‌ها و خانه‌ها در شب کردند.
2006اعتراض جوانان پاریساقدامات تنظیم‌شده برای از بین بردن قانون کار که به نفع کارگران نبود، منجر به ایجاد اعتراضات در بین جوانان فرانسوی شد.
2009شورش فرانسویمجموعه‌ای از شورش‌ها که در روز باستیل (14 ژوئیه) در حومه پاریس رخ داد.
2016اعتصاب رانندگان تاکسیاعتصاب سراسری رانندگان تاکسی در شهرهای مختلف فرانسه که علیه فعالیت سرویس «اوبر» به راه افتاد. رانندگان تاکسی راه‌ها را بسته، آتش درست کردند و اتومبیل‌ها را واژگون کرده و راه برای ورود به دو فرودگاه اصلی پاریس را بستند.
2016«شب ایستادن»اعتراضات به دلیل ایجاد تغییرات در قانون کار
2017اعتراضات روز کارگردر جریان راهپیمایی روز کارگر در پاریس، در حدود 150 نفر از معترضان که صورت خود را پوشانده بودند، راهپیمایی را متوقف کردند و به سمت پلیس کوکتل مولوتوف، بمب‌های انفجاری پرتاب کردند. این معترضان خشمگین هیچ علامتی از اتحادیه‌های کارگری با خود نداشتند و تنها می‌خواستند تظاهرات ضد دولتی برپا کنند. پلیس با باتوم و گاز اشک‌آور آن‌ها را متفرق ساخت اما تعداد زیادی از پلیس و معترضان مجروح شدند.

جنبش جلیقه زردها را با بسیاری از جنبش‌ها و انقلاب‌های تاریخی در فرانسه مقایسه می‌کنند. بااین‌حال نزدیک‌ترین واقعه به این جنبش، جنبش ماه می سال 1968 دانشجویان فرانسوی است که بعد از دانشجویان، کارگران را نیز وارد میدان کرده و درنهایت موجب فلج شدن یک‌ماهه اقتصاد و سیاست این کشور شد. این اعتراضات به‌سرعت به تیتر یک رسانه‌ها تبدیل شد و در برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز به همین شیوه تکرار شد. به همین دلیل گمان می‌رود اعتراضات جلیقه زردها بیشترین شباهت را به جنبش می 68 داشته باشد.

ویژگی‌های خاص جنبش جلیقه زردها
• وسیع و خودجوش است.
• رهبر ندارد.
• طبقات پایین و متوسط از این جنبش حمایت می‌کنند.
• مردم و معترضان بیم دارند که مشکلات معیشتی بیشتر از وضعیت فعلی شود.
• یکی دیگر از ویژگی‌های این جنبش حضور مردمی است که از نسل چهارم و پنجم مهاجران به فرانسه هستند.
• دانش آموزان نیز حضوری چشمگیر در تظاهرات‌ها و اعتراضات خیابانی دارند.
• حضور حاشیه‌نشین‌ها در شهرهای بزرگ و غارت مغازه‌ها نشان از فاصله گرفتن طبقات مختلف اجتماعی از یکدیگر دارد.
• میزان خشونت در این جنبش به‌شدت بالا است و قابل‌مقایسه با دیگر حرکت‌های اعتراضی فرانسه نیست.
• رسانه‌ها به‌شدت در این جنبش فعال هستند و نقش پر رنگ فضای مجازی (سایت‌های یوتیوب، فیس بوک و توئیتر) در شکل‌دهی و سازمان‌دهی به این اعتراضات باعث تعجب مردم فرانسه و ناظران بین‌المللی شده است.
• معمولاً تظاهرات‌ها در فرانسه توسط افراد با سن پایین و دانش آموزان هدایت و برگزار می‌شود. این اولین تظاهرات و اعتراضی است که متوسط سن معترضان دران بین 35 تا 49 سال است و نشان می‌دهد که مردمی که هم‌اکنون به فکر معیشت خود هستند، بیشتر از جوانان دغدغه و نگرانی دارند و خواهان اعمال تغییرات هستند.

نمادها و سمبل‌ها در جنبش فرانسه
اولین نماد جنبش جلیقه زردها در فرانسه جلیقه زردی است که مأموران راهنمایی و رانندگی به تن کرده و یا هر راننده‌ای باید یکی از آن‌ها را در اتومبیل خود داشته باشد تا در شرایط بحرانی بتواند با پوشیدن آن جلب‌توجه کند. این نماد برای این انتخاب شد که اولاً بیان شود که فرانسه در شرایط بحرانی است و ثانیاً مطرح شود که مردمی که به شرایط کنونی اعتراض دارند را باید دید. از سوی دیگر رنگ زرد برای این مسئله انتخاب شد که احزاب گوناگون در فرانسه هرکدام رنگی را برای شناسایی خود انتخاب کرده‌اند و معمولاً به دلیل دلنشین نبودن رنگ زرد، هیچ کدام از گروه‌های سیاسی به سمت انتخاب این رنگ نمی‌روند. انتخاب این رنگ نشان داد که مردم و معترضان نمی‌خواهند هیچ کدام از احزاب سیاسی از آن‌ها و اعتراضاتشان سوءاستفاده کنند. درعین‌حال رنگ زرد به صورت شبرنگ که در این جلیقه‌ها به‌کاررفته آن‌قدر نورانی است که حتی در شب نیز دیده می‌شود و کنایه‌ای به این مسئله است که مردم در فرانسه دیده نمی‌شوند و معترضان سعی دارند از هر طریق ممکن خود را به دولت نشان دهند.
بااین‌حال به دلیل اینکه در ابتدای امر رانندگان شروع به برگزاری اعتراض و تظاهرات‌ها کردند و در اعتراض به بالا رفتن قیمت سوخت، خیابان‌ها را بستند، این جلیقه‌ها را پوشیدند تا باعث بروز تصادف نشوند و از فاصله دور نیز دیده شوند. معترضان بر این باورند که نماد شدن جلیقه زرد بیشتر از اینکه انتخاب آن‌ها باشد، تصادفی است و می‌توان گفت جلیقه زرد به صورت تصادفی در جای درست و در زمان درست مورداستفاده قرار گرفت و به نماد معروف بین‌المللی تبدیل شد.

نقش احزاب فرانسه در جنبش جلیقه زردها
نکته جالب در مورد جنبش جلیقه زردها این است که این جنبش از سوی هیچ کدام از احزاب و گروه‌های سیاسی موجود در فرانسه حمایت نمی‌شود. حتی اتحادیه‌های کارگری نیز از این جنبش حمایت نکرده‌اند اما تعدادی از احزاب سعی دارند از شرایط به وجود آمده به نفع خود استفاده کرده و به فکر تأثیرگذاری بر این جنبش و شعارهای آن برای بهره‌وری از آن در انتخابات پارلمان اروپا و یا احتمالاً ساقط کردن دولت مکرون هستند.
1- حزب «جبهه ملی» به ریاست ژان ماری لوپن
این حزب که حزب دست راستی و افراطی فرانسه است، سعی کرده است از فرصت پیش‌آمده جهت تضعیف مکرون و دولت او بهره‌برداری کند. بااین‌حال شعارهای داده شده هیچ کدام نه بیگانه‌ستیز بوده و نه جنبه هویتی و یا ملی‌گرایی داشته و به همین دلیل نمی‌توان گفت که افرادی که در این جنبش حضورداشته و اعتراضات خود را مطرح می‌کنند، به این حزب تمایلی داشته و یا از آن‌ها خط می‌گیرند. بااین‌حال نظرسنجی‌ها نشان داده است که جبهه ملی هم‌اکنون بیشتر از سایر احزاب فرانسه شانس پیروزی در انتخابات پارلمان اروپایی را دارد و به همین دلیل ماری لوپن سعی دارد از این حرکت در راستای تقویت میزان رأی‌های این گروه استفاده کند.
2- «حزب چپ فرانسه» با عضویت و رهبری ژان لوک ملانشون
حزب چپ افراطی فرانسه مدعی شده است که سه چهارم خواسته‌های معترضین با خواسته‌ها واهداف و برنامه‌های این حزب همخوانی دارد. او بااین‌حال بیان کرده است که دولت و مجلس باید منحل شده و باید جمهوری ششم در فرانسه شکل‌گرفته، قدرت مطلق از رئیس‌جمهور گرفته شود و میان دو نهاد رئیس‌جمهوری و پارلمان تقسیم شود. ژان لوک ملانشون از سال ۲۰۰۹ نماینده پارلمان اروپا بوده است، بااین‌حال از منتقدان اصلی اتحادیه اروپاست. او این سازمان را آلت دست شده اقتصاد نئولیبرال و به ضرر مردم می‌داند. حامیان او می‌گویند قصد تخریب اتحادیه اروپا را ندارند بلکه می‌خواهند آن را نجات دهند.
3- حزب جمهوری خواهان به رهبری فرانسوا فیون
حزب فرانسوا فیون که از احزاب قدیمی فرانسه نیز هست، به علت دل‌زدگی مردم فرانسه از احزاب اصلی این کشور در انتخابات سال 2017 نتوانست رأیی از مردم بگیرد و بدین ترتیب مکرون که توانسته بود حزب جدیدی از میان اعضای احزاب قبلی برای خود تشکیل دهد، توانست قدرت را به دست گیرد. این حزب نیز تأثیرگذاری خاصی بر این جنبش نداشته و درعین‌حال رویکردی نیز به این جنبش و اعتراض ندارد. تنها مسئله‌ای که از جانب جمهوری خواهان در فرانسه منتشرشده این است که آن‌ها خواستار تأمین امنیت و حفظ آن در تظاهرات‌ها شده‌اند.
4- حزب سوسیالیست فرانسه
این حزب بعدازآنتخابات سال 2017، به دلیل اینکه بسیاری از اعضای آن به حزب تازه تشکیل‌شده مکرون پیوسته بودند، دچار تشتت و فروپاشی شد. برخی از اعضای این حزب نیز بعدازاین فروپاشی به فکر تأسیس حزب جدیدی افتاده و تلاش کردند از این حزب خارج شوند. به همین دلیل این حزب دیگر تأثیرگذاری چندانی بر فضای سیاسی فرانسه ندارد.
5- حزب «جمهوری به‌پیش» به رهبری مکرون
حزب مکرون در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس نتوانست با نتایج دلخواهش روبه‌رو شود و این روزها به فکر تجدید قوا برای حضور در انتخابات پارلمان اروپا است. سیاست‌های اجرایی شده توسط دولت مکرون باعث شده است که اقبال به این حزب نیز مانند احزاب اصلی فرانسه به‌شدت کم شود. گرچه مکرون توانسته بود با این سیاست که او از دو حزب اصلی فرانسه یعنی سوسیالیست‌ها و جمهوری خواهان، جدا است، پا به کاخ الیزه بگذارد اما ناتوانی او در کسب حمایت احزاب از ریاست‌جمهوری‌اش به مشکلی بزرگ برای ادامه کار او تبدیل‌شده است. انتقاد از مواضع مکرون به عنوان ـ رئیس‌جمهور ثروتمندان» کار را به‌جایی کشانده که حالا مردم فرانسه به فکر انحلال مجلس و دولت و شکل دادن به جمهوری ششم در این کشور هستند. در برخی از رسانه‌های فرانسوی این‌طور گفته‌شده است که برخی از مردم و حامیان پیشین حزب مکرون، هم‌اینک از جنبش جلیقه زردها حمایت می‌کنند و مکرون را در حد و قواره ریاست جمهوری نمی‌دانند. بااین‌حال بزرگ‌ترین شانس رئیس‌جمهور فرانسه در اعتراضات اخیر این است که هیچ آلترناتیو خوبی برای دولت او وجود ندارد. مردم فرانسه پیش‌ازاین جمهوری خواهان و سوسیال‌دموکرات‌ها را تجربه کرده‌اند و هم‌اینک نیز با دولتی روبه‌رو هستند که به‌جای اینکه شبیه به هیچ کدام زا این احزاب نباشد، عصاره‌ای از هر دو حزب اصلی است. به همین دلیل فرانسوی‌ها هم‌اینک به فکر تغییر قانون اساسی کشورشان برای کم کردن از میزان اختیارات رئیس‌جمهور هستند.

پیش به‌سوی جمهوری ششم
بسیاری از کارشناسان بر این عقیده‌اند که امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه تنها به دلیل عملکرد خود در مسائل اقتصادی و سیاسی نیست که زیر بار فشارهای افکار عمومی قرار دارد. این افراد بر این عقیده‌اند که مکرون بار ناکامی‌های جمهوری پنجم در فرانسه را نیز به دوش می‌کشد. با توجه به سابقه تاریخی فرانسوی‌ها در انقلاب و تغییر دادن نوع حکومتشان و اینکه تاکنون فرانسه 15 بار قانون اساسی خود را تغییر داده است، می‌توان انتظار داشت که حرکت‌های این‌چنینی درنهایت به تغییری دیگر در قانون اساسی این کشور ختم شود. جمهوری پنجم در حالی به دست ژنرال دوگل به وجود آمد که او سعی داشت اختیارات رئیس‌جمهور را به‌شدت افزایش دهد. بعد از ژنرال دوگل اما فرانسوی‌ها با روسای جمهوری روبه‌رو شدند که از دایره اختیارات خود برای کاهش آزادی‌های اقتصادی و سیاسی مردم استفاده می‌کردند و دست به اصلاح قوانین اقتصادی برای رسیدن به اقتصاد لیبرالی می‌زدند. به همین دلیل از زمان ژاک شیراک و بعدازآن در دوران سارکوزی، نیاز به تغییر قانون اساسی برای قدرت گرفتن پارلمان و بیشتر دیده شدن نظرات مردم در اجرای سیاست‌ها احساس می‌شد. این بحث‌ها گرچه در دوران اعتراضات به سیاست‌های اقتصادی ژاک شیراک کم‌کم آغاز شد، اما در دوران سارکوزی به اوج خود رسید و در جنبش کنونی نیز مشاهده می‌شود که این بحث‌ها جدیت بیشتری به خود گرفته است. حمایت احزاب چپ از انحلال مجلس و دولت و شکل‌گیری جنبش ششم نشان می‌دهد که فرانسویان به‌شدت به دنبال محدود کردن دایره اختیارات رئیس‌جمهور و برپایی نظام نوین انتخاباتی در این کشور هستند. به همین ترتیب بحران تحزب در فرانسه و عدم اعتماد مردم به احزاب سیاسی باعث تشدید این درخواست شده است.
آینده جنبش جلیقه زردها در فرانسه و اروپا

آینده مبهم اتحادیه اروپا
بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی بر این عقیده‌اند که قوانین سختگیرانه اقتصادی در اتحادیه اروپا یکی از دلایل اصلی اعتراضات در سراسر کشورهای اروپایی است. این اعتراضات از یونان و ایتالیا آغاز شده در اسپانیا نیز مشاهده شد و حالا به فرانسه رسیده است. همین مخالفت با اتحادیه اروپایی و قوانین اقتصاد ریاضتی‌اش بود که انگلیسی‌ها را نیز قانع ساخت که باید از این اتحادیه خارج شوند. افزایش میزان مهاجرت به کشورهای اروپایی به خصوص فرانسه، آلمان، انگلستان، یونان، ایتالیا و مجارستان باعث شده است که دولت‌ها برای تأمین هزینه‌های عمومی بیش از پیش به سمت سیاست‌های ریاضت اقتصادی بروند و این به معنای از بین رفتن کامل سیاست‌های مبتنی بر دولت رفاه است. میزان دخالت‌های اتحادیه اروپایی در اوضاع داخلی و سیاست‌های اقتصادی کشورهای عضو این اتحادیه از زمان رکود سال 2008 میلادی بیشتر شد و مردم را به این نتیجه رسانده است که دیگر دولت‌هایشان توان اداره کشور بر اساس سیاست‌های تجویز شده توسط اتحادیه اروپایی را ندارند. فعالان حقوق بشر و تحلیلگران اقتصادی در گفت و گو با رسانه‌ها بیان کرده‌اند که مردم در کشورهای عضو این اتحادیه بر این باور هستند که پارلمان اروپا و یا سران این اتحادیه علیه کشورهای عضو کودتا به راه انداخته‌اند و حاکمیت ملی و سیاست‌های ملی در کشورهای عضو این اتحادیه دیگر معنایی ندارد.

اعتراض به نظام سرمایه‌داری
یکی دیگر از دلایل اعتراضات فرانسه که بارها نیز در رسانه‌ها به آن اشاره شده است، مسئله اعتراض به نظام سرمایه‌داری است. کشورهای عضو اتحادیه اروپا و به خصوص فرانسه که تا پیش‌ازاین سیاست‌های دولت رفاه و سیاست‌های اقتصادی نیمه سوسیالیستی را دنبال می‌کردند، حالا با مشکلات مالی به وجود آمده و افزایش میزان هزینه‌های عمومی‌شان هرروز بیشتر از روز قبل به سمت نظام سرمایه‌داری و تغییر قوانین مربوط به کار و تأمین اجتماعی می‌روند و این برای مردمی که تاکنون به سیاست‌های دولت رفاه عادت داشته‌اند، مسئله غیرقابل‌تحملی به نظر می‌رسد. به همین دلیل هم در هفته پنجم اعتراضات فرانسه، اعتراضات به سمت انتقاد از نظام سرمایه‌داری رفت. با وجود اینکه تاکنون بسیاری از اعتراض‌ها در کشورهای غربی مستقیماً نظام سرمایه‌داری را نشانه رفته است، اما تاکنون اندیشمندان علوم انسانی نتوانسته‌اند هیچ نظامی را به عنوان نظام جایگزین و آلترناتیو برای سرمایه‌داری معرفی کنند و همین مسئله موجب شده است که اعتراضات درنهایت به نتیجه نهایی نرسد. شاید در وهله اول به نظر برسد که بین اعتراضات جلیقه زردها و اعتراضات تسخیر وال‌استریت که در سال 2010 نیویورک و دیگر شهرهای آمریکایی را در نوردید، اشتراک زیادی وجود ندارد اما نگاهی به زمینه‌های شکل‌گیری این اعتراضات نشان می‌دهد که هردو درنهایت از یک ریشه هستند و آن مبارزه با سیستم اقتصادی نظام سرمایه‌داری است که باعث می‌شود درصد کمی از مردم بیشترین ثروت را در دست داشته و بر باقی مردم حکم‌فرمایی کنند.

نگرانی‌های حقوق بشری در خصوص واکنش دولت فرانسه به اعتراضات
میزان خشونتی که پلیس در برخورد با معترضان به کار برد، باعث شد که راهپیمایی‌های اعتراضی هر چه بیشتر به سمت رادیکال شدن و خشونت‌آمیز شدن پیش برود. پلیس فرانسه برای مقابله با معترضان از ماشین‌های آب‌پاش، گاز اشک‌آور و باتوم استفاده کرد و بعد از مدتی خودروهای زرهی را نیز به خدمت گرفت. در حدود 90 هزار نیروی پلیس و امنیتی در یک ماه اخیر، مشغول مقابله با معترضان بوده‌اند و بازداشت‌های زیادی صورت گرفت.
در شنبه چهارمی که این اعتراضات برگزار شد، ویدئویی از اعتراضات دانش‌آموزی منتشر شد که خشم تعداد زیادی از مردم فرانسه و همچنین فعالان حقوق بشر را به دنبال داشت. در این ویدئو نشان داده می‌شود که نیروهای پلیس دانش آموزان را روی زانو نشانده و از آن‌ها خواسته‌اند که با وجود سرمای هوا بر روی زمین نشسته و دست خود را پشت سرشان قرار دهند. برخی دیگر از دانش آموزان نیز دستبند به دست داشته‌اند و برای مدت طولانی به همان حال باقی ماندند. ژاک توبون، نماینده ویژه حقوق بشر در فرانسه، اعلام کرد که پرنده‌ای را برای این مسئله در دست بررسی دارد. گفته می‌شود از ابتدای شکل‌گیری این اعتراضات در حدود 8 نفر کشته شده، 3 هزار نفر بازداشت شده و بیش از 200 مورد جراحت نیز به مراکز درمانی پاریس گزارش شده است.