نمایندگان اصولگرای مجلس که قرار بود برای تعیین هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان هفدهم مهر ماه جلسه داشته باشند، ‌با تاخیرهای صورت گرفته و همچنین غیبت لاریجانی برای حضور در این جلسه، یکشنبه هفته آینده را برای برگزاری انتخابات در سومین سال فعالیتشان انتخاب کردند. اگر تاکنون حضور نداشتن علی لاریجانی، رئیس مجلس به‌عنوان تنها نامزد ریاست این فراکسیون، دلیل اعضا برای برگزار نکردن انتخابات بود،‌ اعلام آمادگی علی‌اصغر زارعی نماینده تهران برای رقابت با لاریجانی نیز نتوانست نمایندگان را متقاعد کند که هر چه سریع‌تر این انتخابات را برگزار کنند و نمایندگان همچنان در انتظار زمانی خالی در برنامه‌کاری رئیس مجلس هستند تا بتوانند این انتخابات را برگزار کنند. فلسفه وجودی فراکسیون‌های موجود در مجلس شورای اسلامی، دسته‌بندی نمایندگان بر اساس علایق سیاسی و وابستگی به احزاب و گروه‌های مختلف سیاسی است تا بتوانند با رای گروهی نشان‌دهنده وفاق کامل گروهی از نمایندگان مردم در رای به مسائل مختلف باشند. فراکسیون‌هایی که با نام فراکسیون اکثریت یا اقلیت شناخته می‌شوند در نظام پارلمانی و حزبی ایران به معنای عضویت در گروه‌های اصولگرا یا اصلاح‌طلب است. اما تنوع سلایق در همین گروه‌های سیاسی نیز بنا به اتفاقات و شرایطی که در کشور ایجاد شده، ‌به نحوی است که دیگر نمی‌توان تنها مجلس را در 2 فراکسیون اقلیت و اکثریت یا اصولگرا و اصلاح‌طلب طبقه‌بندی کرد. اگر طی 2 دوره روی کار آمدن نمایندگان اصولگرا در مجلس، ‌فراکسیون اکثریت در دست این گروه بوده است اما مجموع شرایطی که کشور در آن قرار گرفت و تنوع سلایقی که در این میان وجود داشت، ‌باعث شد هنگام بررسی عملکرد افراد در قیاس با فراکسیونی که در آن عضو هستند، نتوان ‌به نتیجه ثابت و معینی درباره اصولگرا یا اصلاح‌طلب بودن آنها رسید. انتقادات مطرح شده به نحوه مدیریت فراکسیون اصولگرایان و انفعال آن در مهم‌ترین شرایط و اتفاقات کشور نیز ناشی از همین توجه به تعداد و اکثریت و غافل ماندن از کیفیت اصولگرایی است؛ موضوعی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در فراکسیون اقلیت مجلس نیز خودنمایی کرد. اکنون با در نظر داشتن اظهارنظرهای متفاوتی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد و شرایط بعدی کشور در هر 2 فراکسیون اصلی مجلس تغییرات زیادی رخ داده است. فراکسیون اصولگرایان به گروه حامی دولت و منتقد دولت تقسيم شده و فراکسیون اقلیت مجلس نیز به 2 گروه حامیان اصلی فتنه و نمایندگان محافظه‌کار تقسیم شده است. گرچه در فراکسیون اقلیت مجلس زیاد به مسائل ناشی از این تقسیم‌ها توجهی نشده و این تفاوت دیدگاه‌ها موجب تشتت در رای اعضای آن به موضوعات موجود در مجلس نمی‌شود اما تشتت رای و نظر در فراکسیون اصولگرایان، امروز بیش از هر زمان دیگری به چشم آمده و عملا فراکسیون اکثریت مجلس را با انفعال و بی‌خاصیتی رو به رو کرده است. موضوع کار گروهی – فراکسیونی در مجلس تا حدود زیادی با سرنوشت کار گروهی – حزبی گره خورده و مشابه شده است. نگاهی به مجموع رای‌های اخذ شده در مجلس درباره مسائل سیاسی و اقتصادی و نوع نگاه نمایندگان مجلس به این مسائل نشان می‌دهد که کار فراکسیونی همانطور که کار حزبی معنای دقیق نیافته است،‌ معنای دقیقی نداشته و آشکار نیست و در عین حال تمایلی نیز برای اتخاذ تصمیم‌های گروهی و حزبی در مجلس وجود ندارد زیرا به واسطه همین اقدامات و تصمیمات گروهی است که انتظار برای پاسخگویی به اقدامات و تصمیمات نیز بیشتر می‌شود.

به جرات می‌توان بیان کرد که مهم‌ترین دلیل برای انجام نشدن کار فراکسیونی یا حزبی همین مشکل در پاسخگویی به افکار عمومی است، چنانکه مشاهده می‌شود در ماجراهایی مانند طرح نظارت مجلس بر نمایندگان و مطرح شدن بحث رای به وقف دانشگاه آزاد با وارد نشدن نمایندگان به صورت فراکسیونی به این مساله، ‌عملا پاسخگویی در برابر اقدام انجام شده و رای داده شده نیز معطل ماند و در نهایت این نمایندگان به ظاهر اصولگرا بودند که بنا به نقش‌شان در پیشبرد این مساله مورد بازخواست افکار عمومی قرار گرفتند. همین شباهت بین کار فراکسیونی و کار حزبی در جای دیگر و در زمان نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری باعث شد فراکسیون تحت مدیریت علی لاریجانی به دلیل اینکه رئیس مجلس متهم به حمایت از یک نامزد خاص نشود،‌ نتواند از نامزد اصولگرای ریاست جمهوری حمایت کند و انفعال در کلیت فراکسیون از همین انتخاب آغاز شد. نوع مدیریت ریاست مجلس به گونه‌ای است که رئیس مجلس باید بی‌توجه به عقاید سیاسی و جناحی خود به بررسی مسائل داخل مجلس بپردازد اما زمانی که این مسؤولیت به ریاست فراکسیون می‌رسد باید با همین نگاه جناحی به مسائل نگریسته شود. ادغام این 2 نوع نگاه در یک فرد به‌عنوان رئیس مجلس و رئیس فراکسیون اصولگرایان و مکانیزم‌هایی که باعث می‌شود رئیس مجلس همچنان در سال‌های آینده نیز بتواند با رای تمام نمایندگان بر مسند ریاست باقی بماند، در عمل باعث تمرکز بر یک وجهه و عدم توجه به مسائل دیگر می‌شود و نتیجه به جایی می‌رسد که نمایندگان عضو این فراکسیون از بی‌خاصیت بودن مهم‌ترین فراکسیون مجلس انتقاد کرده و در عین حال تنوع عقاید موجود در فراکسیون اجازه انجام تغییرات در هیات رئیسه آن را نمی‌دهد! از سوی دیگر غلبه یافتن نگاه مدیریت بر کل مجلس به نگاه ریاست فراکسیونی باعث نزدیک شدن بیش از پیش فراکسیون اقلیت به رئیس اکثریت می‌شود تا جایی‌که يكي از انتقادات نمایندگان به رفتار رئیس فراکسیون اصولگرایان نیز برگزاری تعداد زیاد جلسات با اعضای فراکسیون اقلیت و بی‌توجهی به اعضای فراکسیون اکثریت است و در جایی دیگر انتقاد از موضع نگرفتن کل فراکسیون در انتخابات ریاست جمهوری را نیز باعث می‌شود. اما سوال دیگری نیز درباره رفتار نمایندگان عضو فراکسیون اکثریت وجود دارد: آیا فراکسیون اکثریت مجلس واقعا متشکل از نمایندگان اصولگرای مجلس است؟ ملاحظات برخی نمایندگان فراکسیون اکثریت در مستقل خواندن خویش،‌ حمایت تعدادی دیگر از این افراد از نامزد اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته که منجر به تشکیل کمیته اصولگرایان حامی موسوی در مجلس شد و اظهارات تند و بی‌سابقه تعدادی از نمایندگان به ظاهر اصولگرا در مخالفت با دولت اصولگرا،‌ نشان داده است در شرایط فعلی نمی‌توان فراکسیون اکثریت را فراکسیون اصولگرایان مجلس نامید. فراکسیونی که به تعداد در اکثریت قرار دارد اما رای به کسی می‌دهد که عامل اصلی انفعال این گروه از نمایندگان است و با اقلیت مجلس برای رای به یک نماینده مخالف دولت هم‌راستا می‌شود و در عین حال چنان اصولگرایی‌ای از خود نشان می‌دهد که روز رای‌گیری برای وقف دانشگاه آزاد را روز سیاه مجلس می‌نامد،‌ با دانشجویان در اعتراض به رفتار سایر نمایندگان در همین مساله همراهی می‌کند،‌به تصویب نشدن طرح نظارت بر نمایندگان انتقاد کرده و آن را فضاحت‌بار می‌نامد و به رفتار اصولگرایان در مجلس «ولنگاری» می‌گوید. به نظر می‌رسد نمایندگان عضو فراکسیون اکثریت مجلس در انتظار گرفتن زمان لازم از رئیس مجلس برای حضور در جلسه فراکسیون باید با دقت در ساختاری که خود رقم زده‌اند از فکر تعدد و اکثریت خارج شده و به جای خواندن خویش به نام فراکسیون اکثریت، ‌فکری به حال اصولگرایی کنند.

منتشر شده در: وطن امروز